سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

فلسفه نیاز بشر به دین از نظر آیات و روایات

برای پرداختن به ضرورت دین پاسخ به پرسشهای زیر ضروری است : آیا بشر از این نظر كه دارای حیات طبیعی و غریزی است، به دین نیاز دارد؟آیا انسان از این نظر كه دارای حیات فكری و عقلی است، ضد دین است؟ آیا بشر از این نظر كه زندگی فردی دارد، دین می‎خواهد؟ آیا انسان از این نظر كه زندگی اجتماعی دارد، دین می‎خواهد؟ آیا بشر از این نظر كه با آفریدگار خود رابطه‎ای آگاهانه و آزادانه دارد، نیازمند دین است؟ آیا انسان برای حیات دنیوی خود، به رهبری دین نیازمند است ? آیا بشر برای حیات اخروی خود، به رهبری دین نیاز دارد؟ و آیا...؟ برای پاسخ به این پرسش‎ها، بحث را طی نكاتی به هم پیوسته پی‎می‎گیریم: 

دین و هدایت 

از مطالعهٔ آیات قرآن به دست می‎آید كه دین نوعی هدایت است. چنان كه می‎فرماید: « فَإِمَّا یَأْتِیَنَّكُمْ مِنِّی هُدیً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» ( سوره بقره/ ۳۸) ترجمه: اگر از جانب من هدایتی برای شما آمد، پس آن كس كه هدایت مرا پیروی كند، بر آنان بیمی نیست و نه آنان محزون خواهند بود. نیز در جای دیگر می‎فرماید: « فَإِمَّا یَأْتِیَنَّكُمْ مِنِّی هُدیً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلایَضِلُّ وَ لایَشْقی» ترجمه: گفت: هر دو از آن جا پایین روید كه دشمن یكدیگر خواهید بود. پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى برسد، هر كس از راهنمایى من پیروى كند نه گمراه مى‏شود و نه تیره‏بخت. (سوره طه/ ۱۲۳ ) . مقصود از هدایت در این دو آیهٔ شریفه كه از آیات مربوط به خلقت حضرت آدم ـ علیه السلام ـ و خروج او از بهشت و هبوط به زمین می‎باشد، هدایت غریزی و حتی هدایت عقلی نیست، بلكه هدایتی مراد است كه از طریق وحی تشریعی به حضرت آدم ـ علیه السلام ـ و نسل او خواهد رسید. در جای دیگر فرموده است: «قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیَماً مِلَّهَٔ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ» ( انعام/ ۱۶۱) ترجمه: بگو به درستی كه پروردگارم مرا به راه راست هدایت كرده است و آن دینی استوار (یعنی) آیین حنیف ابراهیم است او از مشركان نبود. بنابراین، اگر كتاب‎های آسمانی چون تورات و انجیل و قرآن به عنوان كتاب‎های هدایت توصیف شده‎اند، روشن است كه به دلیل این است كه این كتاب‎ها عقاید و احكام و آداب دینی را در بردارند. دربارهٔ قرآن می‎فرماید: « شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ» (بقره/ ۱۸۵) ترجمه: ماه رمضان، ماهی كه قرآن، برای راهنمایی مردم، در آن نازل شده است. و دربارهٔ تورات و انجیل می‎فرماید : « وَ أَنْزَلَ التَّوْراهَٔ وَ الْإِنْجِیلَ مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنَّاسِ»ترجمه: قبل از این، تورات و انجیل را برای هدایت انسان‎ها نازل كرد. بنابراین، دین، رسالت هدایت بشر را برعهده دارد. 

هدایت و اختیار 

هدایت دینی بر پایهٔ اختیار استوار است، و چون كه اختیار با عقل و ارادهٔ عقلانی ملازمه دارد. از این رو، اختیار به عنوان اصلی‎ترین شرط تكلیف دینی شناخته شده است، و هم از این روی است كه موجوداتی كه از عقل و اختیار بهره‎ای ندارند، تكلیف دینی ندارند. این مطلب یعنی رابطهٔ هدایت دینی با اختیار، در آیات بسیاری از قرآن بیان شده است. 
 

از جمله : 

۱- « إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍٔ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْناهُ سَمِیعاً بَصِیراً ـ إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ترجمه: ما انسان را از نطفهٔ مختلطی آفریدیم، و او را می‎آزماییم،(بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم. ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس (انسان، 2-3). 

۲- « وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَكْفُرْ» ( كهف/ ۲۹ ) ترجمه: بگو آن چه بر من وحی گردیده و من آن را بر شما تلاوت نموده‎ام) حق، از جانب پروردگار شما است پس هر كس می‎خواهد ایمان آورد، و هر كس می‎خواهد كافر شود. 

هدایت و معرفت 

هدایت، شرایط و مقدماتی دارد كه معرفت از مهم‎ترین و اساسی‎ترین آن‎ها است، یعنی انسان برای آن كه از هدایت دینی بهره‎مند گردد، باید از جهان‎بینی استواری برخوردار باشد. 
 

این جهان‎بینی از ابعاد زیر تشكیل می‎گردد: 

۱) شناخت خدا و صفات جمال و جلال او 

۲) شناخت جهان و هدف از آفرینش 

۳) شناخت انسان و هدف از آفرینش او 

۴) شناخت راه وصول به هدف خلقت 

۵) شناخت شرایط و وسایل لازم برای پیمودن این راه و شیوهٔ تحصیل آنها 

۶) شناخت موانع و خطرهای راه و شیوهٔ مبارزه با آنها 

مطالب یاد شده كه با تحلیل عقلی نیز قابل اثبات و تبیین است، به روشنی از آیات و روایات استفاده می‎شود زیرا می‎بینیم كه قرآن كریم در آیات مربوط به بعثت، از تعلیم كتاب و حكمت به عنوان یكی از وظایف پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ یاد كرده و می‎فرماید: « یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَٔ ( آل عمران/ ۱۶۴) ترجمه: پیامبر اسلام، آیات الهی را بر مردم تلاوت كرده آنان را تزكیه می‎نماید، و كتاب و حكمت را به آنان می‎آموزد. نیز آیات قرآن در زمینهٔ دعوت به خداشناسی و شناخت عجایب آفرینش انسان و جهان، و هدف و فرجام آفرینش بسیار است. همچنین روایات در این مورد نیز زیاد است از جمله : 

1- حدیث نبوی معروف كه دانش‎آموزی را یك فریضهٔ دینی و همگانی به شمار آورده و می‎فرماید: «طَلَبُ الْعِلْم فریضهٌٔ عَلی كُل ملسمٍ» ( اصول كافی، ج ۱، باب اول، حدیث ۶،۲،۵،۱)


2- در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ محورهای مهم معرفت به شرح زیر بیان شده است: 
 

الف) شناخت خداوند: « أنْ تَعرِفُ رَبُك» 

ب) شناخت صنع خداوند به ویژه در مورد خلقت انسان: «أن تَعرفُ ما صَنَعُ بِك» 

ج) شناخت دستورها و برنامه‎های الهی: « أن تعرف ما یخرجك من دینك » (همان، ح ۱، باب النوادر، حدیث ۱۱(. 

۳) در روایتی از امام علی ـ علیه السلام ـ كمال دین، به شناخت دین و عمل به آن به شمار آمده، و كسب دانش از بدست آوردن ثروت ضروری‎تر شناخته شده است. (همان، باب ۱، ج ۴).


3- در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده است: هر كس عملش بر مبنای بصیرت و آگاهی نباشد، بسان فردی خواهد بود كه از بیراهه می‎رود، كه هر چه سریع‎تر رود از مقصد دورتر می‎شود (همان، باب من عمل بغیر علم، حدیث ۱). 

ابزار معرفت 

به طور كلی انسان از چهار طریق می‎تواند به شناخت تكوین و تشریع نایل آید. این راه‎ها عبارتند از:


1- طریق حسی)شناخت حسی) 
چشم و گوش از مهم‎ترین ابزارهای آن است . 
شناخت حسی این ویژگی‎ها را دارد: 
اولاً: جزئی و شخصی است ثانیاً: محدود به واقعیت‎های مادی است . 
ثالثاً: در محدودهٔ ظواهر پدیده‎های مادی است، و به ذوات اشیاء راهی ندارد. بنابراین، شناخت حسی ـ هر چند سهم اثر گذار در تحقیق جهان‎بینی دارد و بشر از آن بی‎نیاز نیست ـ ولی هرگز نمی‎تواند جهان‎بینی جامع و استواری را برای انسان فراهم سازد. 

۲) طریق عقلی 

مواد این نوع شناخت را اصول و قواعد كلی عقلی، و صورت آن را تجزیه و تحلیل‎های عقلی، تشكیل می‎دهد. این معرفت، ویژگی‎هایی دارد كه عبارتند از: 

الف- كلی و فراگیر است. 
ب- متعلق آن، هستی مطلق اعم از مادی و مجرد است . 
ج- تا حدی به كنه و ذوات اشیاء راه می‎برد، با این حال قادر بر درك و شناخت مصادیق و جزئیات امور نیست. 

با توجه به مطالب گفته شده، نتیجه می‎گیریم كه: چون پاره‎ای از مصادیق و جزئیات از حوزهٔ معرفت حسی نیز بیرون است بنابراین، معرفت حسی عقلی، نه به طور جداگانه و نه در كنار هم، نیازمندی معرفتی بشر را برآورده نخواهند ساخت، هر چند در این زمینه سهم بزرگی را ایفا می‎نمایند، و نظام معرفتی بشر بدون آن دو صورت نمی‎پذیرد. 


۳) طریق كشف و شهود باطنی 

این نوع شناخت كه از طریق ریاضت‎های روحی به دست می‎آید، و ركن مهم این راه، ریاضت و رعایت یك سلسله برنامه‎های عملی است بنابراین، كسب آن بر معرفتی پیشین مبتنی است. و از آن جا كه گفتیم عقل و حس در به دست آوردن آن كافی نیستند، باید از طریق دیگری تحصیل نمود، كه همان طریق وحی است. 

۴) طریق وحی 

ثبوت این نوع شناخت هر چند مبتنی بر حس و عقل است، لیكن وحی به معرفت حسی و عقلی انسان وسعت و عمق می‎بخشد زیرا وحی از حقایقی پرده برمی‎دارد كه از شعاع معرفت حسی و عقلی انسان بیرون است. مانند شناخت جزئیات احكام و اخلاق (فروع دین) ، و نیز مسایل مربوط به مراحل عالیه خداشناسی استدلالی مانند وحدت حقه، و یا موضوعات مربوط به جهان آخرت. 

كمال مطلوب و نیاز به دین 

بر پایهٔ مطالب گذشته می‎توانیم بگوییم: جهان‎بینی دینی، كامل‎ترین نوع جهان‎بینی است كه بشر می‎تواند به آن دست یازد زیرا بدون داشتن جهان‎بینی دینی، تكامل در حوزهٔ علم و عمل به دست نمی‎آید و انسان برای تحصیل در كمال علمی و عملی به دین نیازمند است. و علت نیازمندی انسان به دین از آغاز تا پایان، همین دلیل است، و براهین و دلایلی كه در متون دینی و كتاب‎های فلسفی و كلامی بیان گردیده است، در واقع شرح و تفسیر این علت بنیادین است. همین دلیل است كه محقق طوسی، رحمهٔ الله علیه، بعد از نقل كلام فخرالدین رازی دربارهٔ فواید بعثت پیامبران ـ علیهم السلام ـ گفته است: « ضَرورهُٔ وُجُودِ الْأنْبِیاءِ لِتَكْمیلِ الأشْخَاصِ بِالْعَقَائِدِ الْحَقَّهٔ وَ الْأخْلاقِ الْفَاضِلَهِٔ وَ الْأفْعَالِ الْمَحْمُودَهِٔ النَّافِعَهِٔ لَهُمْ فی عَاجِلِهِمْ وَ آجِلِهِمْ، وَ تَكْمِیلِ النُّوعِ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَی الْخَیْرِ وَ الْفَضِیلَهِٔ وَ تَسَاعُدِهِمْ فِی الْاُمُورِ الْدّینِیَّهِٔ وَ سِیاسَهِٔ الْخَارِجِینَ عَنْ جَادَّهِٔ الْخَیْرِ وَ الصَّلاح(... تلخیص المحصل، ص ۳۶۷) .حاصل عبارت یاد شده این است كه ضرورت نبوت به خاطر تكمیل بشر در حیات فردی و اجتماعی او است زیرا افراد بشر در پرتو عقاید حقه و اخلاق پسندیده و كارهای شایسته به كمال مطلوب دست می‎یازند، چنان كه كمال حیات اجتماعی انسان نیز، در گرو این است كه براساس خیر و فضیلت، گرد هم آمده، در كارهای دینی یكدیگر را یاری می‎نمایند، و نیز كسانی كه از راه خیر و صلاح فاصله می‎گیرند، با تدبیر و سیاست دینی ادب شوند.


البته هدف اصلى و نهایى دین اصلاح حیات اخروى بشر است،ولى نیل به این هدف آرمانى در گرو اصلاح حیات دنیوى اوست، پس حیات دنیوى از آن‏نظر که مقدمه حیات اخروى است مورد توجه دین است، و هیچ‏گونه ارزش ذاتى و مستقل‏از آخرت ندارد. البته ‏چنین نیست که حیات دنیوى به‏طور جداگانه فاقد هرگونه ارزش بوده و به صورت مستقل موردتوجه دین نباشد، ارزش‏هاى اخلاقى و اجتماعى با این‏که مقدمه و وسیله وصول به ارزش‏اصیل و یگانه انسان یعنى خداشناسى و خداپرستى است، فاقد ارزش ذاتى نیستند. و مقصود از اصلاح زندگى دنیوى تنها بهره‏مندى از مواهب طبیعى وبرخوردارى از زندگى مرفه و آسوده نیست، بلکه مقصود این است که حیات دنیوى برپایه عدل و راستى و فضلیت استوار باشد، و به عبارت دیگر توحید عملى در بعد فردى‏و اجتماعى تحقق یابد. در عین این‏که مقدمه نیل به سعادت و رستگارى اخروى است،خود نیز درجه‏اى از هدف دینى را تشکیل مى‏دهد و از حسن ذاتى برخوردار است ، زیرا چنین حیاتى تجلى توحید عملى در بعد فردى و اجتماعى آن است، وتوحید در سر لوحه اهداف پیامبران الهى و ادیان آسمانى قرار دارد.


قرآن در آیات زیبا و دلنشین خود سه چیز را به عنوان شدیدترین نیازمندیهاى بشر یادآورى مى کند :


الف: ایمان به الله ، ایمان به اینکه جهان را صاحبى باشد خدا نام، به عبارت دیگر تفسیرى روحانى از جهان. 
ب: ایمان به رسول و رسالت او , یعنى ایمان به تعلیمات آزادیبخش و جاندارى که تکامل اجتماع را بر مبناى روحانى توجیه کند و به زندگى صورى رنگ معنوى بدهد . 
ج: جهاد به مال و نفس در راه خدا , یعنى آزادى و آزادگى معنوى. 

نیازى مبرم تر از این نیازها نتوان یافت . در میان مکتبها و مسلکها و دینها و آئینها تنها اسلام است که قدرت پاسخگوئى به این سه نیاز را دارد . به همین جهت براساس یک تحلیل عقلانى درباره وجود خدا و انسان می توان گفت: ضرورت دین، به علت نیازمندى بشر به هدایت الهى است و نوع دین،به علت نیازمندى بشر به هدایت تشریعى می باشد و لزوم توجه دین به ابعاد مختلف وجود انسان و به‏کارگیرى همه سرمایه‏هاى‏آفرینشى او به خاطر انتظار بشر از دین می باشد. البته درباره وجه حاجت بشر به دین گفته های بسیاری است، بعضى گفته‏اند که رمز پایدارى دین، آن است که دین با نیازهایى از انسان سر و کار دارد که این نیازها همواره باقى است و به همین جهت دین هم باقى خواهد ماند. 
 

منـابـع

1- تفسير المیزان، ج ۲، ص ۱۳۰

2- آیت الله جوادی آملی، شریعت در آینهٔ معرفت، ص ۹۳

3- تفسير المیزان، ج ۷، ص ۳۹۳

4- ماهنامه پيام حوزه شماره 15، مقاله :

نظرات: 0   بازديد: 2203   کد مطلب: 7     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

نيازهايي كه سبب گرايش انسان به دين است

نيازهايي كه سبب گرايش انسان به دين است

سه شنبه، 17 اسفند
نظريه روان‌شناسان

نظريه روان‌شناسان

سه شنبه، 17 اسفند
نظريه اريك فروم

نظريه اريك فروم

سه شنبه، 17 اسفند
گمانه‌هاي مشترك فرويد و فروم

گمانه‌هاي مشترك فرويد و فروم

سه شنبه، 17 اسفند
عوامل گرايش به دين از ديدگاه اريك فروم

عوامل گرايش به دين از ديدگاه اريك فروم

سه شنبه، 17 اسفند

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت