سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

ماهیت فلسفه دین و كلام جدید(1)

مقدمه
نوگرایى، سؤالات و پرسش‏ هاى مختلفى را فراروى انسان دین‏دار قرار داد و مشكلات و شبهات بسیارى را براى دین و دین‏دارى به ارمغان آورد. این پرسش ‏ها و شبهات، موجب رشد و شكوفایى اندیشه دینى در عرصه‏ هاى گوناگون و پدید آمدن شاخه‏ هاى مختلف در حوزه دین شد. دین‏ پژوهى در این دوره پا به عرصه جدیدى نهاد و علوم متنوعى را تحت پوشش خود قرار داد. این علوم به عنوان دانش و معرفتى مستقل، مرتبط با دین نبودند، بلكه در پرتو تحولات بنیادین مدرنیته بود كه این علوم با دین نسبتى پیدا كردند و در حوزه علوم دینى جاى گرفتند. البته پدید آمدن این علوم، براى دین پیامدهایى ضمنى را نیز در پى داشت كه همواره دین و اندیشه دینى را تهدید مى‏كند. در این نوشتار، ابتدا علل و عواملى كه موجب پدید آمدن شاخه‏ هاى مختلف دین ‏شناسى گردید، تحلیل و بررسى خواهیم كرد، سپس به شناسایى و توضیح این رشته‏ ها خواهیم پرداخت.
قرن نوزدهم شاهد تحول چشم گیرى در زمینه دین یا دین ‏پژوهشى (Study of Religion) بود. گرچه ریشه‏ هاى این تحولات را در سده ‏هاى پیشین و عمدتاً در قرن هجدهم یا عصر روشنگرى باید جستجو كرد، اما علل و عواملى در اواخر این قرن به وجود آمد كه تحولات پیشین را به ثمر رساند و موجب پدید آمدن چند رشته جدید در عرصه دین ‏شناسى گردید.

مهمترین عوامل پدیدآورنده رشته های جدید در عرصه دین ‏شناسى

الف. گسترش فتوحات استعمارى اروپاییان
بیش‏تر كشور گشایى و فتوحات استعمارى اروپاییان، از سوى فرانسه، انگلیس، ایتالیا و... در قرن نوزدهم میلادى صورت گرفته است. این فتوحات استعمارى موجب شد غربیان كه تا آن زمان چنان شناختى با شرق و نیم كره جنوبى نداشتند، با این مستعمرات آشنا شوند و از آن‏جا كه لازمه اداره این مستعمرات، آشنایى با زبان‏ هاى بومى و محلى بود، یك برنامه گسترده آشنایى با زبان‏ هاى شرقى و افریقایى در دانشگاه‏ ها و مراكز علمى غربى شروع شد.
آشنایى با زبان‏ هاى بیگانه موجب شناخت فرهنگ و متون دینى غیر مسیحى و غیریهودى گشت و آنان را به سوى دین ‏شناسى انتقادى و تطبیقى سوق داد. به گفته سیمور كین و اریك شارپ، كشف این شیوه ‏ها و ادیان بیگانه، كه هم ‏زمان با پیشرفت ‏هاى بزرگ در حوزه علوم طبیعى رخ داد، پیامدهاى فكرى و فرهنگى داشت.(1) غربیان با مطالعه تطبیقى به گوهر مشترك ادیان دست یافته، آن را دین طبیعى نام نهادند. دین‏ شناسى تطبیقى رفته رفته اعتقاد جزمى به حقانیت مطلق سنت دینى یهودى ـ مسیحى و بطلان محض سایر ادیان را از اذهان اروپاییان زدود و تلخى واقع‏ بینانه ‏اى را جایگزین آن كرد.(2)

ب. نظریه داروین
انتشار نظریه تكامل داروین از نظر تأثیر بر دین‏ شناسى، مهم‏ترین حادثه قرن نوزدهم به حساب مى‏آید. پیامدهاى كلامى نظریه تكامل بسى گسترده بود؛ این نظریه نه تنها با پاره‏ایی از باورهاى دینى ناسازگار مى‏نمود، كه با جاودانگى و ثبات دین و اخلاق نیز در چالش بود. باورهاى دینى خاص، هم چون رابطه خداوند با طبیعت، خلقت انسان و اشرفیت او و وثاقت كتاب مقدس، از سوى این نظریه مورد تردید و تشكیك قرار گرفت. این نظریه، بی همتایی مقام بشر را نقض كرده، او را موجودى همانند با سایر موجودات طبیعى و برخاسته از آن‏ها نشان مى‏دهد. حسن اخلاقى انسان، كه همواره یكى از ممتازترین قواى او قلمداد مى‏شد، اكنون به ادعاى داروین از انتخاب طبیعى نشأت مى‏گرفت. اخلاق مسیحى رفته رفته جاى خود را به اخلاق تكاملى سپرد. پاره‏اى از اندیشمندان شأن علمى نظریه تكامل را زیرپا گذارده، از آن یك نظریه فلسفى تمام عیار و جهان‏ شمول به دست دادند. این نظریه به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با بسیارى از باورهاى دینى و اخلاقى سنتى، ناسازگار افتاد. براى مثال، چنین تصور مى‏شد كه اگر انسان محصول تكامل زیستى باشد و تكامل زیستى، چنان‏كه نظریه داروین تبیین مى‏كرد، محصول انتخاب طبیعى و تصادفى باشد، پس براى توجیه پیدایش انسان، بلكه سایر موجودات پیچیده نیازى به طرح و تدبیر پیشین و ناظم و مدبّرى ماوراء طبیعى نیست، و همه جلوه‏ هاى نظم و تدبیرى كه در طبیعت به چشم مى‏خورد، دست آورد خود طبیعت محسوب مى‏گردد. از این رهگذر برهان اتقان صنع نیز بى‏اعتبار تلقّى مى‏شود.
مجموعه این برداشت ‏ها، در دین‏ شناسى تأثیر گذارد و با بی اعتبارشدن اصول عقاید مهم كتاب مقدس، یعنى هدف‏دارى جهان، شأن و اشرفیت انسان و آفرینش و هبوط او، وثاقت كتاب مقدس، به ویژه برداشت نص ‏گرایانه از آن، در معرض تهدید قرار گرفت. به تدریج این تصور در اذهان شكل گرفت كه چه بسا علاوه بر بدن انسان، ابعاد روانى، فرهنگى، اجتماعى و اخلاقى و دینى او نیز مشمول تطور و تكامل باشد. هرچند این تعارض ‏ها در درجه اول متوجه علم و فلسفه ارسطویى بود، اما تقدس یافتن جهان‏ شناسى ارسطویى بر اثر تلفیق و تركیب آن با معرفت دینى برآمده از كتاب مقدس، این تعارض را به شكل تعارضى میان علم و دین نمایاند.(3)

ج. علم مردم ‏شناسى (Anthropology)
منظور از مردم ‏شناسى مطالعه و تحقیق در باب جوامع محدود و در حال انقراض است؛ مثل بعضى قبایل استرالیا و افریقا. تحقیقات این دانشمندان نشان مى‏داد كه گویا نظر داروین در مقوله اجتماع و دین و فرهنگ هم صادق است؛ چرا كه مى‏دیدند یك سیر دینى خاصى در جوامع مختلف وجود دارد.
مرحله اول جوامع بشرى، دوران جان‏ انگارى (Animism) است؛ به این معنا كه گویا همه اشیا داراى حیات و درك هستند. مرحله دوم جوامع، شرك یا ایزدان پرستى (Polytheism) است و مرحله سوم، توحید و واحدپرستى (Monotheism). سرانجام مرحله چهارم، الحاد (Atheism) مى‏باشد. اگر این سیر صحیح باشد، معنایش این است كه تحول و تطور در جوامع و فرهنگ ‏ها هم وجود داشته است و این مراحل در طى زمان و در طول هم پدید آمده ‏اند، نه یك‏باره.(4)

د. پیشرفت علم باستان ‏شناسى و زبان‏ شناسى
باستان‏ شناسى، یعنى مطالعه فرهنگ‏ هاى گذشته بر مبناى بازمانده ‏ها و بقایاى مادى آن‏ها، یك رشته پیوندى بنا به گفته آرتوردی مارست، است و فقط معدودى از میراث فراوانش، معتنابه و محترم است. تكامل باستان ‏شناسى به عنوان رشته‏ اى پژوهشى و علمى، در حوزه هریك از ادیان بزرگ جهانى، به راه متفاوتى رفته است و پیوند آن با دین‏ پژوهشى نیز بر طبق آن در هر حوزه متفاوت بوده است.(5)
كشفیات باستان ‏شناسان، مراحل تاریخى دین را تأیید كرد و تحقیقات زبان ‏شناسانه نشان داد كه برخلاف باور دین‏داران، متون مقدس یهودى ـ مسیحى از قدمت تاریخى لازم برخوردار نیست و زمان نگارش بعضى از كتاب ‏ها بسى متأخرتر از زمان حیات حضرت موسى(ع) و حضرت عیسى(ع) است. از این كلام، معلوم مى‏شود كه حتى نویسندگان این كتاب‏ ها افراد متعددى هستند كه در زمان‏ هاى مختلف مى‏زیسته و ذهنیّت و فرهنگ زمانه خود را خواسته و یا ناخواسته در تألیف كتاب مقدس دخالت داده‏ اند. این كشف تاریخى ادعاى تحریف متون مقدس را تقویت كرد و اصالت و اعتبار پیشین آن‏ها را در بوته تردید افكند.(6)

ه. نظریه فرافكنى
این عامل به تحقیقات روان‏شناختى و جامعه‏ شناختى و فلسفى ارتباط دارد. متفكران مهمى در قرن نوزده در علوم مختلف، عقیده مشتركى را ابراز كردند كه بر اساس آن، دین و خدا نتیجه فرافكنى است.
فرافكنى (Progecgion) این است كه انسان ابتدا از خود چیزى بسازد، اما پس از گذشت زمان و رسوخ اعتقاد، فراموش كند كه آن چیز ابتدا ساخته خود وى بوده، از این ‏رو، آن را امرى واقعى انگاشته و براى آن در خارج، تحقق و اصالت قایل مى‏شود. ماركس، دوركیم و فروید هر كدام نظریه فرافكنى را مطرح كرده‏اند، اما هركدام تقریرى خاص از آن دارند. از نظر ماركس، فاصله طبقاتى، كه خود ناشى از توزیع ناعادلانه وسایل تولید است، موجب مى‏شود كه یك طبقه بیش از حد زیر فشار قرار گیرد. طبقه زیر فشار كه مفرّى نمی یابد و به رؤیا و خیال پناه مى ‏برد، دنیایى پر از عدالت تصور مى‏كند كه در آن از فاصله طبقاتى خبرى نیست و خدایى مى‏سازد كه منتقم است و داد او را از ستمگر مى‏گیرد. سرانجام، پس از مدتى افراد فراموش مى‏كنند كه این ایده‏ ها ساخته و پرداخته خود آن‏هاست. از این‏ رو، آن‏ها را به خارج فرا مى‏افكنند و براى آن تحقق و تأصل خارجى قایل مى‏شوند. دوركیم مى‏گوید: جامعه براى حفظ وحدت و یكپارچگى خود قوانینى را وضع كرده و آن را به افراد تحمیل مى‏نماید. این قوانین به مرور زمان در درون افراد جاى مى‏گیرند، به شكلى كه آن‏ها فراموش مى‏كنند كه این قوانین از بیرون و توسط جامعه بر آنان تحمیل شده ‏اند و احساس مى‏كنند كه در درونشان نیرویى هست كه آنان را به عمل به آن قوانین فرا مى‏خواند. دوركیم نام این نیرو را، كه چیزى جز همان نیروى جامعه نیست، خدا گذاشته و براى آن تحققى مستقل قایل مى‏شود. فروید نیز خدا را ساخته و پرداخته ذهن افراد مى‏داند و عمده دلیل آن را ناکامی های جنسى مى‏شمارد. فروید در تحلیل خویش به جنبه‏ هاى روان‏شناختى انسان تأكید مى‏كند، دوركیم از زاویه مسائل اجتماعى به دین می نگرد و ماركس بیش‏تر از منظرى اقتصادى مسائل را تحلیل مى‏كند.(7)

‍و. ایده آلیسم رمانتیك(8)
از جمله چیزهایى كه به رهیافت‏ هاى جدید نسبت به دین مؤثر افتاد، ایده ‏الیسم رمانتیك بود.

 


________________________________________

پی نوشت ها:
1. دین‏ پژوهى، ویراسته میرچاالیاده، هیأت مترجمان، ص 93.
2. ابوالقاسم فنایى، درآمدى بر فلسفه دین و كلام جدید، ص 23.
3. همان، ص 23و24. هم چنین ر.ك: على ‏اكبر ترابى، مردم‏ شناسى، انتشارات چهره، تبریز.
4. مصطفى‏ ملكیان، جزوه‏ درسى‏ مسائل‏ جدید كلامى، درس ‏اول، ص3.
5. دین‏ پژوهشى، ص 363ـ364
6. ابوالقاسم فنایى، پیشین، ص 25
7. پییر آلستون و...، دین و چشم‏ اندازهاى نو، ترجمه غلام‏حسین توكلى، ص 66
8. دین ‏پژوهشى، ص 96 ـ 97
 

 .....................................................

منبع: ولى ‏الله عباسى - مجله معرفت، ش63.
 

 

نظرات: 0   بازديد: 825   کد مطلب: 1     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

ماهیت فلسفه دین و كلام جدید (2)

ماهیت فلسفه دین و كلام جدید (2)

یكشنبه، 15 اسفند
ماهیت فلسفه دین و كلام جدید (3)

ماهیت فلسفه دین و كلام جدید (3)

یكشنبه، 15 اسفند
ماهیت فلسفه دین و كلام جدید (4)

ماهیت فلسفه دین و كلام جدید (4)

یكشنبه، 15 اسفند
ماهیت فلسفه دین و كلام جدید(5)

ماهیت فلسفه دین و كلام جدید(5)

یكشنبه، 15 اسفند
ایمان دینی (1)

ایمان دینی (1)

یكشنبه، 15 اسفند

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت