|
آیا انسان پس از مرگ یکباره وارد عالم قیامت میشود و کارش یکسره میگردد، و یا انسان در فاصله مرگ و قیامتیک عالم خاصی را طی میکند و هنگامی که قیامت کبری بپا شد وارد عالم قیامت میگردد؟(و البته این را هم میدانیم که تنها خدا میداند که قیامت کبری کی بپا میشود.حتی پیامبران نیز از این مطلب اظهار بی اطلاعی کرده اند). مطابق آنچه از نصوص قرآن کریم و اخبار و روایات متواتر و غیر قابل انکاری که از رسول اکرم و ائمه اطهار رسیده است استفاده میشود، هیچکس بلافاصله پس از مرگ وارد عالم قیامت کبری نمیشود، زیرا قیامت کبری مقارن است با یک سلسله انقلابها و دگرگونیهای کلی در همه موجودات زمینی و آسمانی که ما سراغ داریم یعنی کوهها، دریاها، ماه، خورشید،ستارگان، کهکشانها.هنگام قیامت کبری هیچ چیزی در وضع موجود باقی نمیماند.بعلاوه در قیامت کبری اولین و آخرین جمع میشوند، و ما میبینیم که هنوز نظام جهان برقرار است و شاید میلیونها و بلکه میلیاردها سال دیگر نیز برقرار باشد و میلیاردها میلیارد انسان دیگر بعد از این بیایند. صفحه : 514 همچنین از نظر قرآن کریم - همان طور که از آیات گذشته و یک سلسله آیات دیگر استفاده میشود - هیچ کس در فاصله مرگ و قیامت کبری در خاموشی و بی حسی فرو نمیرود، یعنی چنین نیست که انسان پس از مردن در حالی شبیه بیهوشی فرو رود و هیچ چیز را احساس نکند، نه لذتی داشته باشد نه المی، نه سروری داشته باشد و نه اندوهی، بلکه انسان بلافاصله پس از مرگ وارد مرحلهای دیگر از حیات میگردد که همه چیز را حس میکند، از چیزهایی لذت میبرد و از چیزهای دیگر رنج، البته لذت و رنجش بستگی دارد به افکار و اخلاق و اعمالش در دنیا.این مرحله ادامه دارد تا آنگاه که قیامت کبری بپا شود.در آن هنگام در اثر یک سلسله انقلابها و دگرگونیهای بی نظیر که در آن واحد جهان را فرا میگیرد و از دورترین ستارگان گرفته تا زمین ما همه مشمول آن دگرگونی میشوند، این مرحله یا این عالم که برای هر کسی یک فاصله و حد وسط میان دنیا و قیامت میشود، پایان میپذیرد. پس، از نظر قرآن کریم عالم پس از مرگ در دو مرحله صورت میگیرد، و به تعبیر صحیحتر، انسان پس از مرگ دو عالم راطی میکند: عالمی که مانند عالم دنیا پایان میپذیرد و «عالم برزخ» نامیده میشود، دیگر عالم قیامت کبری که به هیچ وجه پایان نمیپذیرد.اینک بحث مختصری درباره عالم برزخ و بحثی درباره عالم قیامت. عالم برزخ اگر چیزی میان دو چیز دیگر حائل و فاصله باشد، آن چیز را «برزخ» مینامند. قرآن کریم از زندگی پس از مرگ تا قیامت کبری با کلمه «برزخ» تعبیر کرده است.در سوره مؤمنون آیه 99 و 100 میفرماید: حتی اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت، کلا انها کلمة هو قائلها و من و رائهم برزخ الی یوم یبعثون. تا آنگاه که یکی از آنها را مرگ فرا میرسد میگوید: پروردگارا!مرا بازگردان، باشد کار شایستهای در زمینههایی که نکرده ام انجام دهم.ابدا، این صرفا سخنی است که او گوینده آن است و از جلو آنها(از حین مرگ)تا روزی که مبعوث شوند برزخ و فاصلهای است. صفحه : 515 این آیه تنها آیهای است که فاصله میان مرگ و قیامت را «برزخ» خوانده است. علمای اسلام از همین جا اقتباس کرده و نام عالم بعد از دنیا و قبل از قیامت کبری را «عالم برزخ» نهاده اند. در این آیه از ادامه حیات بعد از مرگ، همین قدر سخن آمده است که انسانهایی پس از مرگ اظهار پشیمانی میکنند و درخواست بازگرداندن به دنیا مینمایند و به آنها پاسخ منفی داده میشود.این آیه کاملا صراحت دارد که انسان پس از مرگ دارای نوعی حیات است که تقاضای بازگشت(رجوع)میکند ولی تقاضایش پذیرفته نمیشود. آیاتی که دلالت میکند که انسان در فاصله مرگ و قیامت از نوعی حیات برخوردار است و در آن حال شدیدا احساس میکند،گفت و شنود دارد، لذت و رنج و سرور و اندوه دارد و بالاخره از نوعی زندگانی سعادت آمیز[یا شقاوت آلود] برخوردار است،زیاد است.مجموعا در حدود 15 آیه است که در قرآن کریم به نحوی از انحاء یک جریان حیاتی را یاد کرده است که میرساند انسان در فاصله بین مرگ و قیامت از یک حیات کامل برخوردار است.این آیات بر چند گونه است: 1.آیاتی که جریان یک سلسله گفت و شنودها میان انسانهای صالح و نیکوکار و یا انسانهای فاسد و بدکار را با فرشتگان الهی یاد میکند که بلافاصله بعد از مرگ صورت میگیرد.این گونه آیات زیاد است.آیه 97 از سوره نساء و آیه 100 از سوره مؤمنون -که قبلا هر دو آیه را نقل و ترجمه کردیم - از این گونه آیات است. 2.آیاتی که علاوه بر مضمون آیات بالا رسما میگویند که فرشتگان پس از آن گفت و شنودها به صالحان و نیکوکاران میگویند از این پس از نعمتهای الهی بهره گیرید، یعنی آنها را در انتظار رسیدن قیامت کبری نمیگذارند.دو آیه ذیل مشتمل بر این مطلب است: الذین تتوفیهم الملائکة طیبین یقولون سلام علیکم ادخلوا الجنة بما کنتم تعملون (1). آنان که در حالی که پاکیزهاند فرشتگان آنان را تحویل میگیرند و فرشتگان به آنها میگویند: درود بر شما!همانا به موجب کردارهای شایستهتان وارد بهشت گردید. .............................................................. 1.نحل/32. صفحه : 516 قیل ادخل الجنة قال یالیت قومی یعلمون.بما غفر لی ربی و جعلنی من المکرمین (1). (پس از مرگ)به او گفته شد: داخل بهشتشو!او گفت: ای کاش مردم من که سخن مرا نشنیدند اکنون میدانستند که چگونه پروردگارم مرا آمرزید و مرا جزء بندگان مکرم خویش قرار داد. در آیات قبل از این آیه جریان محاوره این مرد مؤمن(مؤمن آل یس)با قومش نقل شده که مردم را به پیروی رسولانی که در شهر انطاکیه مردم را به ترک پرستش غیر خدا و پرستش مخلصانه خدا میخواندند دعوت میکند و سپس ایمان و اعتقاد خویش را اظهار میدارد و از آنها میخواهد که سخن او را بشنوند و به راه او بروند. در این آیات میگوید: ولی آن مردم سخن او را نشنیدند تا آنگاه که او به جهان دیگر رفت.در آن جهان در حالی که مغفرت و کرامت الهی را درباره خویشتن مشاهده کرد، آرزو کرد که ای کاش قوم من که هنوز در دنیایند از وضع سعادتمندانه من در این جهان آگاه میشدند.بدیهی است که همه این جریانها قبل از قیامت کبری است، زیرا در قیامت کبری همه اولین و آخرین جمعاند و کسی در روی زمین باقی نیست. ضمنا این نکته را باید بدانیم که آنچه پس از مرگ برای اهل سعادت آماده شده، بهشتهاست نه بهشت، یعنی انواع بهشتهاست.بهشتها در آخرت به حسب مقامات قرب الهی متفاوتاند.بعلاوه همان طور که در اخبار و روایات اهل بیت (علیهم السلام)رسیده است بعضی از این بهشتها مربوط به عالم برزخ است نه عالم قیامت.علیهذا اینکه در دو آیه فوق کلمه بهشت آمده است نباید سبب اشتباه شود که مربوط به قیامت است. 3.دسته سوم آیاتی است که در آن آیات سخنی از گفت و شنود فرشتگان با انسانها در میان نیست بلکه مستقیما از حیات انسانهای سعادتمند و نیکوکار یا انسانهای بیسعادت و بدکار و تنعم دسته اول و عذاب و رنج دسته دوم در فاصله مرگ وقیامتیاد شده است.دو آیه ذیل از این گونه است: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.فرحین بما آتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف .............................................................. 1.یس/26 و 27. صفحه : 517 علیهم و لا هم یحزنون (1). گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند، بلکه نزد پروردگار خویش زندهاند و روزی داده میشوند، بدانچه خدا از فضل و رحمتخویش به آنها عنایت کرده شادماناند و آرزو میکنند که بشارت شهادت دوستان دنیاشان به آنها برسد تا آنها را با خود در این شهادت شریک ببینند. و حاق بآل فرعون سوء العذاب النار یعرضون علیها غدوا و عشیا و یوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب (2). عذاب ناراحت کننده، آتش، بر فرعونیان احاطه کرد، هر بامداد و شامگاه بر آن عرضه میشوند.آنگاه که قیامت بپا شود(گفته میشود)فرعونیان را در شدیدترین عذاب داخل نمایید. این آیه کریمه دو نوع عذاب برای فرعونیان ذکر میکند: یکی قبل از قیامت که ز آن به «سوء العذاب» تعبیر شده است و آن این است که روزی دو بار بر آتش عرضه شوند بدون آنکه وارد آن گردند، دوم بعد از قیامت که از آن به «اشد العذاب» تعبیر شده است که فرمان میرسد که آنها را داخل آتش نمایید.در مورد عذاب اول، از بامداد و شامگاه نام برده شده است بر خلاف عذاب دوم.همان طور که امیر المؤمنین علی(علیه السلام)در توضیح و تفسیر این آیه فرموده است، بدین جهت است که عذاب اول مربوط است به عالم برزخ و در عالم برزخ به تبع عالم دنیا صبح و شام و هفته و ماه و سال هست، بر خلاف عذاب دوم که مربوط به عالم قیامت است و در آنجا صبح و شام و هفته و ماه و غیره وجود ندارد. در روایات و اخباری که از رسول اکرم(ص)و امیر المؤمنین علی(علیه السلام) و سایر ائمه اطهار(علیهم السلام)رسیده است، درباره عالم برزخ و حیات اهل ایمان و اهل مصیبت در این دوره، فراوان تاکید شده است. رسول خدا در جنگ بدر پس از فتح مسلمین و کشته شدن گروهی از سران متکبران قریش و انداختن بدنهای آنها در یک چاه حوالی بدر، سر به درون چاه برد و .............................................................. 1.آل عمران/169 و 170. 2.مؤمن/45 و 46. صفحه : 518 به آنها رو کرده، گفت: ما آنچه را خداوند به ما وعده داده بود محقق یافتیم، آیا شما نیز وعدههای راستخدا را به درستی دریافتید؟بعضی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! شما با کشته شدگان و مردگان سخن میگویید!مگر اینها سخن شما را درک میکنند؟! فرمود: آنها اکنون از شما شنواترند. از این حدیث و امثال آن استفاده میشود که با آنکه با مرگ میان جسم و جان جدایی واقع میشود، روح علاقه خود را با بدن که سالها با او متحد بوده و زیست کرده بکلی قطع نمیکند. امام حسین(علیه السلام)در روز دهم محرم پس از آنکه نماز صبح را با اصحاب به جماعتخواند، بر گشت و خطابه کوتاهی برای اصحاب و یاران ایراد کرد.در آن خطابه چنین گفت: «اندکی صبر و استقامت، مرگ جز پلی نیست که شما را از ساحل درد و رنج به ساحل سعادت و کرامت و بهشتهای وسیع عبور میدهد» (1). در حدیث است که: «مردم خوابند، همینکه میمیرند بیدار میشوند» (2). مقصود این است که درجه حیات بعد از مردن از پیش از مردن کاملتر و بالاتر است.همان طور که انسان در حال خواب از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است، حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری آن حیات کاملتر میشود، همچنین حالتحیات انسان در دنیا نسبت به حیات برزخی درجهای ضعیفتر است و با انتقال انسان به عالم برزخ کاملتر میگردد. لازم است دو نکته را در اینجا یادآوری کنیم: الف.مطابق آنچه از روایات و اخبار پیشوایان دین رسیده است در عالم برزخ فقط مسائلی که انسان باید بدانها اعتقاد و ایمان داشته باشد مورد پرسش و رسیدگی واقع میشود، رسیدگی به سایر مسائل موکول به قیامت است. .............................................................. 1.معانی الاخبار، ج 3/ص 289.اعتقادات صدوق، باب یازدهم. 2.المحجة البیضاء، ج 7/ص 42. صفحه : 519 ب.کارهای خیر بازماندگان مردگان که به نیت اینکه ثواب و اجرش از آنها باشد صورت میگیرد، برای آنها موجب خیر و رفاه و سعادت میشود.مطلق صدقات، اعم از صدقات جاریه - یعنی تاسیس مؤسسات خیریه که سودش برای خلق خدا جریان دارد و باقی میماند - و یا صدقات غیر جاریه که یک عمل زودگذر است، اگر به این قصد صورت گیرد که اجر و پاداشش برای پدر و یا مادر و یا دوست و یا معلم و یا هر کس دیگر که از دنیا رفته، بوده باشد، مانند هدیهای برای رفتگان محسوب میشود وموجب سرور و شادمانی آنها میگردد و همچنین است دعا و طلب مغفرت و حج و طواف و زیارت به نیابت از آنها. ممکن است فرزندانی در زمان حیات پدر و مادر خدای ناخواسته آنها را ناراضی کرده باشند ولی بعد از درگذشت آنها طوری عمل کنند که رضایت آنها را به دست آورند، همچنانکه عکس آن نیز ممکن است. قیامت کبری مرحله دوم حیات جاوید، قیامت کبری است.قیامت کبری بر خلاف عالم برزخ که مربوط به فرد است و هر فردی بلافاصله وارد عالم برزخ میگردد، مربوط است به جمع، یعنی به همه افراد و همه عالم، حادثهای است که همه اشیاء و همه انسانها را دربر میگیرد و واقعهای است که برای کل جهان رخ میدهد، کل جهان وارد مرحله جدید و حیات جدید و نظام جدیدمیگردد. قرآن کریم که ما را از حادثه بزرگ قیامت آگاه کرده است ظهور این حادثه بزرگ را مقارن با خاموش شدن ستارگان، بی فروغ شدن خورشید، خشک شدن دریاها، هموار شدن ناهمواریها، متلاشی شدن کوهها و پیدایش لرزشها و غرشهای عالمگیر و دگرگونیها و انقلابات عظیم و بیمانند بیان کرده است.مطابق آنچه از قرآن کریم استفاده میشود تمامی عالم به سوی انهدام و خرابی میرود و همه چیز نابود میشود و بار دیگر جهان نوسازی میشود و تولدی دیگر مییابد و با قوانین و نظامات دیگر که با قوانین و نظامات فعلی جهان تفاوتهای اساسی دارد، ادامه مییابد و برای همیشه باقی میماند. قیامت در قرآن کریم با نامها و عنوانهای مختلف خوانده شده است که هر کدام صفحه : 520 نشان دهنده وضع مخصوص و نظام مخصوص حاکم بر آن است.مثلا از آن جهت که همه اولین و آخرین در یک سطح قرارمیگیرند و ترتیب زمانی آنها از بین میرود، «روز حشر» یا «روز جمع» یا «روز تلاقی» خوانده شده است و از آن جهت که باطنها آشکار و حقایق بسته و پیچیده باز میشوند، یوم تبلی السرائر (1) یا «روز نشور» نامیده شده است و از آن جهت که فناناپذیر و جاوید است، «یوم الخلود» ، و از آن جهت که انسانهایی سخت در حسرت و ندامت فرو میروند و احساس غبن میکنند که چرا خود را برای چنین مرحلهای آماده نکردهاند، «یوم الحسرة» یا «یوم التغابن» ، و از آن جهت که بزرگترین خبرها و عظیمترین حادثههاست «نبا عظیم» خوانده شده است. رابطه و پیوستگی زندگی این جهان و زندگی آن جهان مطلب بسیار عمده و اساسی که کتب آسمانی، ما را بدان توجه دادهاند، پیوستگی این دو زندگی است.این دو حیات ازیکدیگر جدا نیست، بذر آن حیات در این حیات به دستخود انسان کاشته میشود و سرنوشت آن حیات در این حیات به وسیله خود انسان تعیین میگردد. ایمان و اعتقاد پاک و درست و مطابق با واقع(و جهان بینی واقع بینانه)، خلق و خوی پاکیزه و انسانی و منزه از حسادتها،مکرها، حقد و کینهها، غل و غشها، نیز اعمال صالح که در جهت تکامل فرد و جامعه صورت گیرد: خدمتها، اخلاصها و امثال اینها سازنده یک حیات سعادتمندانه جاوید است برای انسان.بر عکس، بیایمانیها، بیاعتقادیها، باورهای غلط، خلق وخویهای پلید، خودخواهیها، خودپرستیها، خودبینیها، ظلمها، ستمها، ریاکاریها، رباخواریها، دروغ، تهمت، خیانت، غیبت،سخن چینی، فتنه انگیزی، امتناع از عبادت و پرستش خالق و امثال اینها موجب حیات بسیار شقاوت آلود برای انسان درجهان آخرت است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله)در تعبیر جالب خود فرمود: الدنیا مزرعة الاخرة (1) دنیا کشتگاه آخرت است.هر تخم بدی یانیکی در دنیا بکارید در آخرت برداشتخواهید کرد.همان طور که محال است انسان جو بکارد و گندم برداشت کند و یا خار .............................................................. 1.طارق/9. 2.کنوز الحقایق، باب دال. صفحه : 521 بکارد و گل بچیند، حنظل بکارد و درختخرما سبز شود، محال است که انسان در دنیا اندیشه بد، خلق و خوی بد، عمل وکردار بد داشته باشد و در آخرت سود بگیرد. تجسم و جاودانگی اعمال و مکتسبات انسان از قرآن کریم و اخبار و روایات پیشوایان دینی چنین استنباط میشود که نه تنها انسان باقی است و جاوید میماند، اعمال وآثار انسان نیز به نحوی ضبط و نگهداری میشود و از بین نمیرود و انسان در نشئه قیامت تمام اعمال و آثار گذشته خود را«مصور» و «مجسم» میبیند و مشاهده میکند.اعمال و آثار خوب با صورتهای بسیار زیبا و جالب و لذت بخش تجسم مییابندو به صورت کانون لذت و بهجت در میآیند، و اما آثار بد انسان با صورتهای بسیار زشت و وحشتزا و مهیب و موذی تجسم مییابند و به صورت کانون درد و رنج و عذاب در میآیند (1). در اینجا به ذکر سه آیه از قرآن مجید و دو حدیث از رسول اکرم(ص)اکتفا میکنیم.اما آیات: 1.یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء، تود لو ان بینها و بینه امدا بعیدا (2). روزی که انسان هر کار نیک خویش را حاضر شده میبیند و همچنین هر کار بد خود را، و دوست میدارد که ای کاش میاناو و کار بدش فاصله زیادی میبود. این آیه صراحت دارد که انسان عین این کارهای نیک خویش را به صورت مطلوب و محبوب میبیند و عین کارهای بدخویش را مصور شده به صورتهایی میبیند که سخت از آنها نفرت و وحشت پیدا میکند و دوست میدارد از آنها فرار کند یا آنها را از او دور کنند اما آنجا جای فرار و یا جدا کردن عمل انسان از انسان نیست، .............................................................. 1.راجع به اینکه نعیم و جحیم اخروی چیزی جز صور ملکوتی اعمال نیست رجوع شود به کتاب عدل الهی، بحثمعاد. 2.آل عمران/30. صفحه : 522 صورت تجسم یافته حاضر شده عمل انسان در آن جهان به منزله جزئی از وجود انسان است و جدا شدنی نیست. 2.و وجدوا ما عملوا حاضرا (1). هر عملی که در دنیا انجام دادهاند در آنجا حاضر میبینند. مفاد این آیه عینا مفاد آیه پیشین است. 3.یومئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم.فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره. و من یعمل مثقال ذرة شرا یره (2). در این روز مردم بیرون میآیند برای آنکه(در نمایشگاه عمل)اعمالشان به آنها ارائه شود.پس هر کس به وزن یک ذره کار خیرانجام دهد آن را در قیامت میبیند و هر کس که به وزن یک ذره کار بد انجام دهد نیز آن را در آنجا میبیند. انسان باقی و جاوید است.اعمال و آثار انسان نیز باقی و مضبوط و جاوید است و انسان در جهان دیگر با اعمال و اخلاق ومکتسبات خود در این دنیا زندگی میکند. این مکتسبات و اعمال، سرمایههای خوب و یا بد و مصاحبان نیک یا زشت همیشگی انسان در جهان جاوید است. اما حدیثها: 1.گروهی از مسلمانان از راه دور به حضور رسول خدا مشرف شده بودند، ضمن سخنان خود از ایشان تقاضای یک سلسلهاندرز کردند.رسول اکرم چند جمله فرمود که یکی از آنها این است: «از هم اکنون رفیقان و مصاحبان و معاشران خوبی برای خود در جهان دیگر انتخاب کنید که در آن جهان، همراه و مصاحب زنده هر کس همانا اعمال و رفتارهای تجسم یافته خود اوست.» (3) .............................................................. 1.کهف/49. 2.زلزال/6 - 8. 3.[در نسخه دستنویس استاد شهید که برای چاپ داده بودند، در اینجا تذکر داده شد که گویا حدیثیا حدیثهای دیگری که مورد نظر بوده فراموش شده و در ذیل عنوان «حدیثها» فقط یک حدیث آمده است.استاد این تذکر را بجا دانستند و بقیه مطلب را به پشت صفحه(نسخه خطی)ارجاع دادند، ولی افسوس که منافقان تحمل وجود اورا نداشتند.] صفحه : 523 انسان مؤمن به حیات جاویدان، همواره کمال دقت را در اندیشهها و خلق و خویها و اعمال و رفتار خویش به کار میبرد،زیرا میداند که به اینها به چشم یک سلسله امور زودگذر نباید نگاه کرد، اینها همه پیش فرستادههای انسان به دنیای دیگر است و در دنیای دیگر با این سرمایه ها باید زندگی کند. وجوه مشترک و وجوه متفاوت زندگی این جهان و زندگی آن جهان وجوه مشترک زندگی دنیا و زندگی آخرت این است که هر دو زندگی، حقیقی و واقعی است، در هر دو زندگی انسان به خودو آنچه به خود تعلق دارد آگاه است، در هر دو زندگی لذت و رنج، سرور و اندوه، سعادت و شقاوت هست.غرایز انسان، اعم ازغرایز حیوانی و غرایز ویژه انسان، در هر دو زندگی حکمفرماست.در هر دو زندگی، انسان با بدن و اندام کامل و اعضاء و جوارح زندگی میکند، در هر دو زندگی فضا و اجرام هست.اما تفاوتهای اساسی هم در کار است: در اینجا توالد و تناسل و کودکی و جوانی و پیری و سپس مرگ هست و در آنجا نیست.در اینجا باید کار کرد و تخم پاشید وزمینه مساعد فراهم کرد و در آنجا باید از تخمهای کاشته شده و زمینههای مساعد شده در دنیا بهره برداری کرد.اینجا جای کار و عمل است و آنجا جای نتیجهگیری و حساب پس دادن.در اینجا امکان تغییر سرنوشت از طرف خود انسان به وسیله تغییر مسیر حرکت و جهت عمل هست و در آنجا نیست.در اینجا حیات آمیخته است با موت، هر حیاتی توام است با مادهای که فاقد حیات است و بعلاوه از مرده زنده بیرون میآید و از زنده مرده، چنانکه ماده بیجان در شرایط خاص تبدیل به جاندار میشود و جاندار تبدیل به بیجان، ولی در آنجا حیات محض حکمفرماست، ماده و جسم آن جهان نیز جاندار است، زمین و آسمانش جاندار است، باغ و میوهاش مثل اعمال و آثار تجسم یافته انسان جاندار است، آتش و عذابش نیز شاعر و آگاه است. در اینجا اسباب و علل و شرایط خاص صفحه : 524 زمانی حکمفرماست، حرکت و تکامل وجود دارد، در آنجا فقط ملکوت الهی و اراده الهی ظهور دارد.شعور و آگاهی و به طور مطلق دید و شنید و درک انسان در آن جهان بسی شبیهتر و نیرومندتر است، و به عبارت دیگر، پردهها و حجابها در آن جهان از جلو انسان برداشته شده و انسان با بینشی دورنگر حقایق را درک میکند چنانکه قرآن کریم میفرماید: فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید (1). ما پرده را اکنون از تو بر گرفتیم پس دیدهات تیز است. در اینجا خستگی و دلزدگی و ملال خصوصا از یکنواختی است و انسان حالت گم کردهای را دارد که در پی گمشده خویش است و به هر چیزی که میرسد میپندارد آن را یافته است و به او دل خوش میکند اما پس از چندی احساس میکند که «او» نیست، خسته و دلزده میگردد و به دنبال چیز دیگر میرود.این است که در دنیا انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد ودلزده از چیزی است که دارد، اما در جهان آخرت به حکم آنکه به آنچه در اعماق فطرت و شعور شخصی خود دلبستگی داشته و گمشده واقعی او بوده استیعنی حیات جاوید در جوار رب العالمین رسیده است به هیچ وجه خستگی و ملال ودلزدگی برایش پیدا نمیشود.قرآن کریم به همین نکته اشاره میکند آنجا که میگوید: لا یبعون عنها حولا (2). (برخلاف دنیا)در آنجا انسانها طالب دگرگونی و وضع جدید نیستند. این است که اهل بهشت با آنکه الی الابد در بهشت بسر میبرند هرگز دلزده و سیر نمیگردند. و به علاوه نظر به اینکه در آنجا هر چه بخواهند به اراده الهی بر ایشان پیدا میشود آرزوی آنچه ندارند آزارشان نمیدهد. ............................................................. 1.ق/22. 2.کهف/108. کليه حقوق برای پايگاه شهید مطه منابع مقاله: مجموعه آثار جلد دوم، مطهری ، مرتضی؛ |