سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

با امام صادق(ع) در سايه قرآن

مرحوم شيخ كلينی  در اصول كافی  بخشی  را به مسائل حجت و دليل‏ شيعيان اختصاص داده و در يكی  از اخبار آن بخش چنين نقل كرده:
منصوربن حازم گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: خداوند بالاتراز آن است كه به وسيله مخلوقاتش شناخته شود بلكه اين ‏مخلوقاتند كه به وسيله خدا شناخته می ‏گردند.
امام صادق(ع) فرمود: راست گفتی .
گفتم: كسی  كه دانست ‏بری  او پروردگاری  است، پس سزاوار است كه بداند بری  آن پروردگار رضا و سخطی  است كه جز از راه وحی  ورسول شناخته نمی ‏گردند، پس اگر به كسی  وحی  نشد سزاوار است كه دست‏به دامان رسولان خدا شود، پس اگر آنها را ملاقات كرد، خواهدديد كه آنها حجت هستند و پيروی  از ايشان واجب.
آنگاه به امام صادق(ع) می ‏گويد كه از مردم در مورد حجت‏بعد ازرسول خدا(ص) پرسيدم. آنها گفتند: قرآن، ولی  من به آنها تذكردادم كه قرآن بدون سرپرست و قيم كفايت نمی ‏كند، چرا كه گروههی ‏مختلف از جمله مرجئه، قدريه و حتی  زنادقه كه به قرآن ايمان هم ‏ندارند بری  سخن خويش به قرآن استدلال می ‏كنند و روی  همين جهات‏است كه گفتم قرآن نياز به سرپرستی  دارد كه هرچه در مورد آن‏بفرمايد حق باشد و در اين ميان كسانی  چون ابن مسعود و عمر وحذيفه به عنوان سرپرست معرفی  شدند اما من سوال كردم كه آياتمام قرآن را می ‏دانستند؟ در جواب گفتند:
خير، تنها علی  بود كه آگاه به تمام قرآن بود. من گفتم: پس‏شهادت می ‏دهم كه علی (ع) قيم و سرپرست قرآن است و پيروی  از او واجب و پس از رسول خدا(ص) حجت‏بر مردم است و آنچه در موردقرآن ابراز عقيده كند حق است.
امام صادق(ع) پس از شنيدن سخنان او و استدلال زيبا و محكم وی ‏او را با گفتن «رحمك الله » ستود و دعايش كرد. (1)
سخنان جناب‏ منصور را ضميمه كنيد به فرمايش حضرت اميرالمومنين كه ‏می ‏فرمايد:(ع) «اين قرآن جز خطوطی  كه ميان دو جلد نگاشته شده،چيزی  نيست، به زبان سخن نمی ‏گويد، ناچار بايد ترجمانی  داشته باشد» (2)
در همين زمينه يكی  از اصحاب امام صادق(ع) می ‏گويد:
شنيدم كه امام صادق(ع) می ‏فرمود: «نحن ولاه امر الله و خزنه علم الله و عيبه وحی  الله.» (ما ولی  امر «امامت و خلافت‏»خدا و گنجينه علم خدا و صندوق وحی  خدائيم) (3)
پدر گرامی  آن‏ حضرت، امام باقر نيز (ع)می ‏فرمايد: نحن تراجمه وحی  الله » (مامترجمان وحی  خدائيم.) (4)

هرچه می ‏خواهی  در قرآن بجوی 
در قرآن می ‏خوانيم: «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل‏شی ‏ء...» (5)
امام صادق(ع) می ‏فرمايد: «خداوند در قرآن هرچيزی ‏را بيان كرده است، به خدا سوگند آنچه كه مورد احتياج مردم‏بوده را كم نگذارده، تا كسی  نگويد اگر فلان مطلب درست‏بود درقرآن نازل می ‏شد، آگاه باشيد همه نيازمنديهی  بشر را خدا در آن‏نازل كرده است.» (6) آری ، قرآن كتاب تربيت و آدم سازی  است.
تمام آنچه بری  رسيدن به تكامل و قرب الهی  لازم است در قرآن‏آمده، باطن قرآن نيز ژرفائی  دارد كه بری  رسيدن بدان علم‏اهل‏بيت لازم دارد و همچنين جزئيات احكام و مطالب مختلف در قرآن‏است كه همان علم خاندان وحی  را می ‏طلبد.
امام صادق(ع) می ‏فرمايد:
«ما من امر يختلف فيه اثنان الا و له اصل فی  كتاب الله عزوجل‏و لكن لا تبلغه عقول الرجال‏» (هيچ امری  نيست كه دو نفر در آن‏اختلاف پيدا كنند مگر آنكه اصل و ضابطه ی  در قرآن دارد و ليكن‏عقول مردم بدان نمی ‏رسد.) (7)
در جی  ديگر امام فرمود: معنی ‏اين روايت كه «هيچ آيه ی  از قرآن نيست مگر آنكه ظهر و بطنی ‏دارد»
اين است كه: ظهر قرآن تنزيل آن و بطن آن تاويلش‏می ‏باشد كه بخشی  از آن سپری  گشته و بخش ديگر هنوز نيامده ومانند خورشيد جريان دارد، آنچه از تاويل آمده همان گونه كه شامل مردگان می ‏گردد، زندگان را نيز شامل می ‏شود و خداوندمی ‏فرمايد:
«تاويل آن را جز راسخان در علم نمی ‏دانند» و ما از تاويل‏آن آگاهيم. (8)
آن امام(ع) همچنين می ‏فرمايد: من به كتاب خداوندآگاهم و گوئی  در كف دستم قرار دارد، در آن خبر آسمان و زمين وخبرهی  آينده و كنونی  موجود است، خداوند می ‏فرمايد: «نزلناعليك الكتاب تبيانا لكل شی ‏ء» (9)

اقسام ايمان در قرآن
امام صادق(ع) می ‏فرمايد: «ايمان‏» در قرآن چهارگونه مطرح گشته است:

1 اقرار زبانی :
خداوند می ‏فرمايد:«يا ايهاالذين آمنوا خذوا حذركم...» (ی ‏كسانی  كه «ايمان‏» آورده ايد با كمال دقت مراقب دشمن باشيد(تا غافلگيرنشويد) و در دسته هی  متعدد يا به صورت اجتماع،(بری  مبارزه) به راه افتيد، در ميان شما افرادی  (منافق) وجوددارند كه هم خودشان سست می ‏باشند و هم ديگران را به سستی ‏می ‏كشانند، اگر مصيبتی  به شما برسد می ‏گويند: خدا به ما نعمت‏داد كه با مجاهدان نبوديم تا شاهد صحنه هی  دلخراش گرديم. واگر با خبر شوند كه مومنان واقعی  پيروز شده اند و طبعا به غنائمی  نيز دست پيدا كرده اند، همچون افراد بيگانه ی  كه هيچ‏ارتباطی  ميان آنها و مومنان نبوده، از روی  حسرت می ‏گويند: ی ‏كاش ما هم با مجاهدان بوديم و سهم بزرگی  نصيب ما می ‏شد. ) (10)
امام می ‏فرمايد: اگر اهل شرق و غرب اين سخن را بر زبان جاری ‏می ‏ساختند از دايره ايمان بيرون می ‏رفتند. اما با اين حال چون‏اقرار زبانی  كرده بودند خداوند آنها را مومن ناميده و به همين‏جهت مومنان دعوت می ‏شوند كه ايمان آورند: «يا ايهاالذين آمنوا، آمنوا بالله و رسوله » (11) كه خداوند به خاطراقرار زبانی  آنها را مومن ناميده و به ايشان فرموده ايمان ‏آوريد يعنی  تصديق هم بنمائيد.

2 تصديق قلبی :
خداوندمی ‏فرمايد: «الذين آمنوا و كانوا يتقون لهم البشری  فی ‏الحياه الدنيا و فی  الاخره » (آنها اوليی  خدا كسانی  هستندكه ايمان آورده و قلبا تصديق نمودند و بطور مداوم تقوا وپرهيزكاری  را پيشه خود ساخته اند، بری  ايشان در زندگی  دنيا ودر آخرت بشارت است.) (12)
و همچنين در آنجا كه خداوند از قول‏بنی  اسرائيل چنين نقل می ‏كند كه: «يا موسی  لن نومن لك...» (13) يعنی  ی  موسی  ما هرگز به تو ايمان نمی ‏آوريم (و تو راقلبا تصديق نمی ‏كنيم) مگر آنكه خدا را (با چشم خود) آشكاراببينيم! و همچنين در آيه «يا ايهاالذين آمنوا» كه در قسمت‏اول گذشت.)

3 انجام واجبات:
خداوند می ‏فرمايد: «و ما كان الله ليضيع ايمانكم...» وقتی  ‏خداوند قبله پيامبرش را به طرف كعبه تغيير جهت داد، اصحاب‏رسول خدا(ص) گفتند: (وی  برما) نمازهايی  كه به سوی  بيت المقدس‏اقامه كرديم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آيه فوق را نازل كرد وفرمود: «خداوند ايمان (نمازهی ) شما را تباه نخواهدساخت.» (14)

4 تاييد و حمايت:
خداوند می ‏فرمايد: «لا تجدقوما يومنون بالله و...» هيچ قوم و گروهی  را كه ايمان به خداو روز قيامت دارد نمی ‏يابی  كه با دشمنان خدا و رسولش دوستی ‏كنند، هرچند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنهاباشند، ايشان كسانی  هستند كه خدا ايمان (يعنی  تاييد و حمايت‏خود) را بر لوح و صفحه قلوبشان نوشته و با روحی  از جانب خودش‏آنها را تقويت فرموده...» (15)

اقسام كفر در قرآن
امام صادق(ع) می ‏فرمايد: در قرآن «كفر» به پنج معنا وارد شده است:

1 انكار (كه خود بر دوقسم است):
الف: از روی  نادانی :
خداوند می ‏فرمايد: آنها (كفار نادان) گفتند:
چيزی  جز همين زندگانی  ما در دنيا چيز ديگری  نيست، گروهی  از ممی ‏ميرند و گروهی  زنده می ‏شوند (و به دنيا می ‏آيند و جی  آنها رمی ‏گيرند) و چيزی  جز گذشت زمان ما را هلاك نمی ‏كند. «و مايهلكناالا الدهر» در حالی  كه آنها (كفار نادان) به اين سخن خود (كه معادی  وجود ندارد) يقين نداشته و تنها گمانی  بی  اساس دارند.
«و مالهم بذلك من علم ان هم الا يظنون‏» (16) و همچنين آنجا كه خداوند می ‏فرمايد: آنهی  كه (از روی  نادانی ) كافرگشتند بری ‏آنها تفاوت نمی ‏كند كه آيا مرا از عذاب خدا بترسانی  يا نترسانی ‏ايمان نخواهند آورد. (17)


ب از روی  آگاهی 
خداوند می  فرمايد:
هنگمی  كه از طرف خداوند كتابی  (قرآن) به آنها (يهود) رسيد كه موافق نشانه هايی  بود كه با خود داشتند، با اينكه پيش از اين‏جريان، خود را به ظهور پيامبر اسلام(ص) دلگرم می ‏كردند و اميدپيروزی  بر دشمنان خود را داشتند، اما با ظهور وی  (همه چيز رافراموش كردند و با آگاهی ) به او (حضرت محمد«ص‏») كافر گشتند. (18)
آری ، چنين است كه هوا پرستی  سبب می ‏گردد تا ا نسانی  كه سالها در پی  حقيقت‏بوده، از درك آن باز بماند و جالب است كه در زمان ما نيز عده ی  كه پس از پيروزی  شكوهمند انقلاب اسلمی  دم‏از ارزشها می ‏زدند اكنون وازده و جامعه غرب را به رخ جامعه اسلمی  ما می ‏كشند و از اينكه بوی  ادكلن آنها ما را مست نكرده وهمچنان بر اصول خويش پا برجا مانده ايم تاسف می ‏خورند وغضبناكند و اينجاست كه بايد همان سخن ارزشمند شهيد دين وسياست آيه الله دكتر بهشتی  را گفت كه خطاب به ارباب آنهافرمود: «به امريكا بگوئيد از ما عصبانی  باش و از اين عصبانيت‏بمير.» «موتوا بغيظكم‏» (19)

2 بيزاری :
خداوند از قول حضرت ابراهيم(ع) چنين نقل می ‏كند:
شما غير از خدا بری  خود بتهايی  انتخاب كرده ايد كه در زندگی ‏دنيا وسيله محبت و دوستی  ميان شما گردند، اما بدانيد روزقيامت اين رشته علاقه و محبت گسسته گشته و هريك از شما ازديگری  بيزاری  می ‏جويد «يكفر بعضكم ببعض‏» و يكديگر را لعن ونفرين می ‏كنند... (20)

3 ترك فرمان خدا:
خداوند می ‏فرمايد: بر ذمه عموم مردم است كه آهنگ خانه او كنند،آنها كه توانائی  رفتن به سوی  آن را دارند، حج‏بركسانی  كه مستطيع باشند واجب است) و هركس كفر ورزد (و فرمان خدا را ترك‏گويد و حج‏بجی  نياورد، تنها به خويشتن ضرر زده، چرا كه)خداوند از همه جهانيان بی  نياز است. (21)

4 كفران نعمت:
خداوند از قول سليمان چنين نقل می ‏كند: «و هركس خدی  را شكرگذارد، به سود خويش شكر كرده و هركس كفر ورزد (و كفران‏نعمتهی  خدا نمايد، فقط به خويش خسارت وارد كرده، چرا كه)پروردگار من بی  نياز و كريم است. (22)

رنگ خدايی 
خداوند می ‏فرمايد: رنگ خدائی  بپذيريد، و چه رنگی  از رنگ خدايی ‏بهتر؟! «صبغه الله و من احسن من الله صبغه » (23)
امام‏صادق(ع) فرمودند: مراد از «رنگ خدايی ‏» اسلام است. (24)
آری ،اگر مبانی  و تعاليم آسمانی  اسلام بری  نسل جوان تبيين گردد آنان را شيفته خود كرده و روی  از مكاتب ساخته دست‏بشر وبرآمده از هوا و هوس هايش رهايی  می ‏يابند و اثر جلوه گريهی ‏سراب گونه و سم كشنده فرهنگ فاسد غرب در قالب خط و خال خوشرنگ‏از بين خواهد رفت.

معنی  خشم و غضب خدا
خداوند (پس از بيان جنايات فرعون و پيروانش و مغالطه كاريهی ‏آنها در برابر حضرت موسی (ع) و عدم پذيرش ارشادات و مواعظ آن‏حضرت) می ‏فرمايد: پس آن هنگام كه ما را به خشم آورند، از ايشان‏انتقام گرفتيم و همه را غرق نموديم. «فلما آسفونا انتقمنامنهم فاغرقنا هم اجمعين) (25)
امام صادق(ع) می ‏فرمايد: خداوندمانند ما (انسانها) به خشم در نمی ‏آيد بلكه بری  خود، اوليا ودوستانی  دارد كه آنها خشمگين و يا راضی  می ‏گردند، و خداوندرضی  آنها را رضی  خود و خشم آنان را خشم خويش قرار داده، چراكه آنان را راهنمی  به سوی  خود محسوب داشته و فرموده است:
هركس به دوست من اهانت كند، با من به جنگ برخاسته و مرا به جنگ دعوت كرده است و همچنين خداوند فرموده است: كسی  كه ازپيامبر(ص) پيروی  كند خدا را پيروی  كرده است. «من يطع الرسول‏فقد اطاع الله » (26) همچنين فرموده است: كسانی  كه با تو بيعت‏می ‏كنند، در حقيقت‏با خدا بيعت نموده اند «ان الذين يبايعونك‏انما يبايعون الله » (27)

چرا دعاهی  ما مستجاب نمی ‏شود؟
خداوند می ‏فرمايد:  رسول ما هنگمی  كه بندگانم از تو در باره من سوال كنند بگو كه من نزديكم. دعی  دعا كننده را آن هنگام‏ كه مرا می ‏خواند اجابت می ‏كنم. پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند وبه من ايمان بياورند تا به سعادت راه يابند. (28) مردی  نزدامام صادق(ع) آمد و همين آيه را مطرح نمود و گفت: من خدا رمی ‏خوانم ولی  دعايم به اجابت نمی ‏رسد. چرا؟
امام فرمود: زيرا شما به عهد و پيمان خدا وفا دار نيستيد،خداوند می ‏فرمايد: به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم.
«اوفوا بعهدی  اوف بعهدكم.» (29) آنگاه چنين ادامه دادند: به خدا سوگند اگر شما به پيمان تان با خدا وفا دار باشيد (وفرامين او را اطاعت و نواهی  او را ترك گوئيد) خدا به پيمان‏خود با شما وفا می ‏كند (و دعاهايتان را مستجاب و بهشت رانصيبتان می ‏گرداند.) (30)

كمترين اهانت‏به پدر و مادر، ممنوع!
خداوند می ‏فرمايد: پروردگارت فرمان داده جز او راپرستش مكنيد و به پدر و مادر احسان و نيكی  نمائيد، هرگاه يكی ‏از آنها، يا هردو ايشان، نزد تو به سن پيری  برسند، به آنها«اف‏» مگو. (كلمه اهانت‏آميز به زبان نياور) «فلا تقل‏لهمااف‏» و بر سر آنها فرياد مزن و گفتار كريمانه (لطيف وسنجيده) نثارشان گردان. امام صادق(ع) می ‏فرمايد: اگر چيزی  كمتراز «اف‏» وجود داشت، خدا از آن نهی  می ‏كرد و اين (كلمه اف) حداقل مخالفت و بی  احترمی  نسبت‏به پدر و مادر می ‏باشد... (31)

بهره هركس از قرآن، به اندازه خويش
امام صادق(ع) می ‏فرمايد:
معارف قرآن 4 دسته اند: عبارت، اشارت، لطائف و حقائق.
آری ، قرآن ظاهری  دارد و باطنی .
دسترسی  به ظاهر قرآن بری  كسانی  كه با لغت عرب آشنايی  دارندميسور است. اما از اين مرحله كه بگذريم يعنی  اشارات و لطائف وحقائق قرآن در شعاع فكری  هركسی  نمی ‏باشد و تنها عده ی  مخصوص ازآنها بهره می ‏برند.

هشدار به مدعيان دانش قرآن
امام صادق(ع) می ‏فرمايد:
بدانيد! خدی  رحمتتان كناد! هرگاه كسی  از كتاب خدا، ناسخ ومنسوخ، خاص و عام، محكم و متشابه، اسباب نزول،... آشكار وعميق، ظاهر و باطن، ابتدا و انتها،... قطع و وصل،... و سياق‏ كلام و... نداند آگاه به قرآن و اهل آن نيست و اگر كسی  چنين ‏ادعايی  (بدون دليل) كرد، دروغگو و اهل افترا و تهمت‏بر خدا ورسولش می ‏باشد و جايگاه وی  جهنم خواهد بود و بد سرانجمی ‏است. (32)


________________________________________
1 اصول كافی ، ج 1، ص 168، حديث
2 دارالكتب الاسلاميه تهران.
2 نهج البلاغه خطبه 125.
3 اصول كافی ، ج 1، ص 192، حديث 1.
4 همان، حديث‏3.
5 نحل، آيه 89.
6 تفسير نور الثقلين، ج‏3، ص 740.
7 همان، ج‏3، ص 75.
8 بصائرالدرجات، ص‏216.
9 اصول كافی ، ج 1، ص‏229.
10 نساء، 71 تا73.
11 همان، آيه 136.
12 يونس، آيات‏63 و 64.
13 بقره، آيه 55.
14 همان، آيه 143.
15 مجادله، آيه 22. تفسير قمی ، ج 1، ص 30، چاپ نجف.
16 جاثيه، آيه 24.
17 بقره، آيه 6.
18 همان، آيه 89.
19 آل عمران، آيه 119.
20 عنكبوت، آيه 25.
21 آل عمران، آيه 97.
22 نمل، آيه 40 و تفسير قمی ، ج 1، ص 32، چاپ نجف.
23 بقره، آيه 138.
24 تفسير قمی ، ج 1، ص 62.
25 زخرف، آيه 55.
26 نساء، آيه 80.
27 فتح، آيه 10 و توحيد صدوق، ص 168.
28 بقره، آيه 186.
29 همان، آيه 40.
30 تفسير قمی ، ج 1، ص‏46.
31 جامع السعادات، ج 2، ص 258.
32 همان، ج‏93، ص 2 و3.
 

نظرات: 0   بازديد: 2258   کد مطلب: 4     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

زندگانی امام جعفر صادق (عليه‌السلام)

زندگانی امام جعفر صادق (عليه‌السلام)

یكشنبه، 26 مرداد
چهارده داستان آموزنده

چهارده داستان آموزنده

یكشنبه، 26 مرداد
فضايل امام جعفر صادق(علیه السلام)

فضايل امام جعفر صادق(علیه السلام)

یكشنبه، 26 مرداد
پیامبر اکرم(ص) از نگاه امام صادق(ع)

پیامبر اکرم(ص) از نگاه امام صادق(ع)

یكشنبه، 26 مرداد
نگاهی به سیره امام صادق علیه السلام

نگاهی به سیره امام صادق علیه السلام

یكشنبه، 26 مرداد

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت