سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

نمونه ‏هایى از آیه‌های متشابه قرآن

نویسنده: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری

فلسفه‌ی وجود آیات متشابه

به ‏طور قطع روشن‏ترین نمونه ‏ها و مصادیق آیات متشابه را در قرآن، باید در میان آیات مربوط به صفات و افعال خداوند جست. این مجموعه از آیات در کنار آیات دیگرى که به هدایت و ضلالت انسان ناظرند و یا مسائلى نظیر وحى و موجودات غیبى را بیان مى‏کنند، امر را براى عده ‏اى مشتبه ساخته است.شاید بتوان گفت که از همان قرن نخست تا به امروز در برخورد با این‏گونه از آیات، برداشتهاى متفاوتى پدیدار گشته که بعضاً انحرافى بوده و به پیدایش فرقه ‏هاى گوناگون انجامیده است. در یک بررسى کوتاه و صرفاً براى آشنایى با علل پدیدارى این فرقه ‏ها، که مستندات هر یک، شمارى از آیات قرآن کریم بوده است، این آیات را مرور مى‏نماییم و همین‏جا یادآور مى ‏شویم که مذاهب انحرافى به وجود آمده در برداشت از آیات قرآن دو مسأله را از یاد برده بودند: یکى آن‏که در برخورد با آیات (به عنوان مثال آیات مربوط به هدایت) ضرورى است که آیات دیگر در همان زمینه را نیز مورد توجه قرار داده و از مجموع آیات به نتیجه رسید.

دیگر آن که علاوه بر بررسى همه‏جانبه آیات قرآن در یک زمینه خاص، باید این‏گونه آیات را با محکمات قرآن سنجیده و با آیات مادر منطبق نمود.

احتمال دیگرى که در مورد برخى از هواداران مذاهب انحرافى، نظیر مجسّمه یا جبریّه و امثال آنان مى‏رود، این است که گرایش ابتدایى به تجسیم یا جبر در آنان وجود داشته و در هنگام برخورد با قرآن طبعاً آنان متوجه آیاتى گردیده‏اند که به ظاهر دلالت بر جسمانیت خداوند، یا جبر مى‏کرده است، و چون با چنین پیش‏فرضى به قرآن روى آورده‏اند، در مقام توجیه آیات دسته مقابل برآمده و در نتیجه به انحراف کشیده شده‏ اند.

مرورى بر آیات متشابه

الف) اوصاف الهى

از آیات زیر به غلط برداشت «جا و مکان» براى خداوند شده است:

۱٫ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ ۱ سپس آهنگ آفرینش آسمان کرد و آن بخارى بود.

۲٫ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ ۲ آن‏گاه بر عرش استیلا یافت.

۳٫ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ۳ خداى رحمان که بر عرش استیلا یافته است.

آیاتى که از «دست خدا» سخن گفته ‏اند:

۴٫ و قالت الیهودُ یداللَّه مغلولةٌ غُلَّتْ أَیْدیهم وَلُعِنوا بما قالوا بَلْ یداهُ مبسوطتان؛۴

و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دست‏هاى خودشان بسته‏ باد و به سزاى آن‏چه گفتند، از رحمت خدا دور شدند. بلکه هر دو دست او گشاده است.

۵٫ یدُاللَّه فوقَ أیدیهم؛۵ دست خدا بالاى دستهاى آنان است.

۶٫ وَأَنَّ الفَضْلَ بید اللَّه یُؤتیه من یَشاء ۶؛ و فضل در دست خداست؛ به هرکس بخواهد آن را عطا مى ‏کند.

آیه دیگر، آیه رؤیت است:

۷٫ وجوهٌ یومئذٍ ناضرةٌ إلى ربّها ناظرة؛۷ در آن روز صورت‏هایى شاد و مسرور است و به پروردگارش مى ‏نگرد!
آیات مربوط به اثبات «عین»!

۸٫ واصبر لحکم ربّک فانّک بِأَعْیُنِنا؛۸ و در برابر دستور پروردگارت شکیبایى پیشه‏کن که تو خود در حمایت مایى.۹٫ اصْنَعِ الفُلکَ بِأَعْیُنِنا وَوَحْیِنا؛۹ زیر نظر ما و به وحى ما کشتى را بساز.
چشم‏ها او را درنمى‏یابند و اوست که دیدگان را درمى‏یابد و او لطیف آگاه است. و نیز قرآنى که در مورد خداوند مى‏گوید:
لیس کَمِثْلِهِ شى‏ءٌ وَهُوَ السَّمیع الْبَصیرآیات مربوط به اثبات «وجه»!

۱۰٫ وَللّه المشرقُ والمغربُ فأَینما تُوَلَّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه؛۱۰ و مشرق و مغرب از آن خداست؛ پس به هر سو رو کنید، آن‏جا روى به خداست.۱۱٫ کُلُّ مَنْ علیها فانٍ ویبقى‏ وَجهُ ربّک؛۱۱ هر چه بر زمین است فانى‏شونده است. و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.

آیه راجع به «آمدن خداوند»!

۱۲٫ و جاء ربّک والملک صَفّاً صَفّاً؛۱۲ و (فرمان) پروردگارت و فرشته ‏ها صف درصف آیند.اندکى تأمل در آیات گذشته و توجه به آیات دیگر که آیات محکمات هستند، هرگونه ابهام را از آیات برطرف مى ‏سازد و توهّم جسمانیّت را که خداوند از آن منزّه است، از ذهن دور مى نماید.

خداوندى که مى ‏فرماید: لاتُدرِکُهُ الأَبْصار وهو یُدْرِک الأبصار وهو اللّطیف الخبیر؛۱۳ چشم‏ها او را درنمى ‏یابند و اوست که دیدگان را درمى ‏یابد و او لطیف آگاه است. و نیز قرآنى که در مورد خداوند مى ‏گوید: لیس کَمِثْلِهِ شى‏ءٌ وَهُوَ السَّمیع الْبَصیر؛۱۴

چیزى مانند او نیست و اوست شنواى بینا، زمینه هرگونه تشبیه خداوند به انسان و موجودات مادى را از بین برده است.

منظور از «عرش و کرسى» نیز، که در قرآن ذکر گردیده‏اند، تدبیر و اداره امور هستى است. در روایات نیز به دو صورت ذکر گردیده است: علم و همه موجودات غیر از خداوند. و شاید منظور، تدبیر فراگیر الهى، که منبعث از علم و قدرت اوست، باشد.۱۵

ب) افعال الهى
آیاتى که به ظاهر دلالت بر جبر و اختیار مى ‏نمایند و هدایت و ضلالت انسان‏ها را به خدا نسبت داده و مشیّت الهى را منشأ ایمان و کفر و سعادت و شقاوت به حساب مى ‏آورند:

۱٫ فإنّ اللَّه یُضِلُّ مَنْ یشاء ویَهْدى‏ مَنْ یَشاء.۱۶

۲٫ یُضِلُّ به کثیراً ویَهْدى به کثیراً.۱۷

۳٫ فَیُضِلُّ اللَّهُ من یَشاءُ ویَهْدى‏ مَنْ یَشاء.۱۸

۴٫ ما کانوا لِیُؤمنوا إِلاَّ أَنْ یَشاء اللَّه.۱۹

۵٫ ولو شاء اللَّهُ ما أَشْرکوا.۲۰

۶٫ فریقاً هَدى‏ وفریقاً حَقَّ علیهم الضَّلالَة.۲۱

۷٫ مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهتَدى‏ وَمَنْ یُضْلِل فأُولئک هم الخاسرون.۲۲

۸٫ یَهْدى‏ مَنْ یشاء إِلى‏ صراطٍ مستقیم.۲۳

۹٫ وَما تَشاوُونَ إِلّا أَنْ یشاء اللَّه.۲۴

و در مورد نفى فعل و عمل از انسان:

۱۰٫ فَلَمْ تَقْتُلوهُم ولکنَّ اللَّهَ قَتَلَهُم وَما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ ولکنّ اللَّه رَمى‏؛۲۵ و شما آنان را نکشتید بلکه خدا آنان را کشت و چون (ریگ‏) به سوى آنان افکندى، تو نیفکندى، بلکه خدا افکند.
براى روشن‏شدن معناى این آیات که برخى با استناد به آنها قائل به جبر گردیده‏اند، توجه به آیات ذیل ضرورى است:

۱٫ کلاّ إِنّها تذکرةٌ فَمَنْ شاء ذکَرَه.۲۶

۲٫ إِنّ هذه تذکرةٌ فمن شاء اتَّخذ إِلى رَبِّه سبیلا.۲۷

۳٫ وَقُلِ الحقّ من رَبّکم فمن شاء فَلْیُؤْمِن ومَنْ شاء فلیَکْفُر.۲۸

۴٫ إِنّا هدیناه السّبیل إِمّا شاکراً وإِما کَفُوراً.۲۹

۵٫ فَمن اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ ومَنْ ضَلَّ فإِنّما یَضِلُّ علیها.۳۰

۶٫ لا إِکراهَ فى الدّین.۳۱

۷٫ لِیَهْلک مَنْ هلک عَنْ بَیّنةٍ ویَحْیى‏ مَنْ حَىَّ عن بیّنةٍ.۳۲

در کنار آیات فوق، آیاتى وجود دارد که جزا و پاداش الهى را منوط بر اعمال اختیارى خود انسان مى ‏کنند:

۸٫ وَأَنْ لیس لِلانسانِ إِلّا ما سَعى وأَنَّ سعیَه سَوْفَ یرى.۳۳

۹٫ الیوم تُجْزى‏ کُلُّ نَفْسٍ بما کَسَبَتْ لاظُلْمَ الیوم.۳۴

۱۰٫ کُلُّ نفسٍ بما کَسَبَتْ رَهینَة.۳۵

۱۱٫ لها ما کَسَبَتْ وعلیها ما اکْتسَبَتْ.۳۶

۱۲٫ إِنّا لانُضیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً.۳۷

۱۳٫ الّذى خَلَقَ المَوْتَ والحیوةَ لَیبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً.۳۸

۱۴٫ مَنْ جاء بالحسنةِ فله عَشرُ أَمثالها.۳۹

منظور از «عرش و کرسى» نیز، که در قرآن ذکـر گردیده‏اند، تدبیر و اداره امور هستى است. در روایـات نیز به دو صورت ذکـر گردیـده است: علـم و همـه موجـودات غیـر از خداوند. و شاید منظور، تدبیر فراگیر الهى، که منبعث از علم و قدرت اوست، باشد

اینها نمونه‏ هایى از آیاتى است که هدایت و ضلالت انسان‏ها را مربوط به خود آنها دانسته و زندگى و مرگ را صحنه و میدان آزمایش آنها معرفى نموده است؛ تا هرکه بخواهد ایمان آورد و هرکه نخواهد به اختیار خویش کافر شود.

در آیات دسته اول که به ظاهر انسان‏ها نقشى در هدایت و ضلالت خود ندارند و این خداوند است که به مشیت خود آنها را هدایت و یا گمراه مى‏گرداند، منظور توفیق و عنایت الهى است براى کسانى که مستعدّ دریافت فیض و رحمت خداوندند، و نیز خذلان و حرمان براى آنان‏که از یاد خدا اعراض نموده ‏اند.

البته برخى، از آیات دسته دوم استفاده «تفویض» و اختیار مطلق نموده‏اند که به آنان «مفوّضه» گفته مى‏شود. این گروه نیز به خطا رفته‏اند؛ زیرا در جمع‏بندى میان آیات دسته اول و آیات دسته دوم و با توجه به روایات رسیده از اهل بیت علیهم السلام، اندیشه دینى و قرآنى نه جبر مطلق و نه اختیار مطلق را بیان مى‏کند؛ بلکه حقیقت همان أَمرٌ بین الأَمرین است.۴۰

گزیده مطالب

۱٫ روشن‏ترین مصادیق آیات متشابه را در آیات مربوط به اوصاف و افعال الهى باید جست‏وجو نمود.
۲٫ عدم بررسى همه جانبه آیات از یک سو و عدم ارجاع آیات متشابهات به آیات محکمات، که تبیین‏کننده متشابهند، مهم‏ترین دلیل گرفتار شدن به متشابهات و پدیدآمدن فرقه ‏هاى انحراف در دین بوده است.
۳٫ احتمال دیگر در زمینه علت برداشت انحرافى از آیات وجود پیش‏فرض‏هایى بوده است که با آن به سراغ آیات قرآن رفته ‏اند و در نتیجه هر گروه به سمت آیاتى متوجه گردیده ‏اند که گرایش و زمینه قبلى به آن داشته ‏اند.
۴٫ در اوصاف الهى، ظاهر برخى از آیات که در آنها اثبات عرش و کرسى، ید، وجه، رؤیت و آمدن براى خداوند است ایجاد تشابه نموده است؛ در حالى که با اندک توجهى، بطلان توهّم جسمانیت خداوند روشن مى‏ شود.
۵٫ در زمینه افعال الهى و اعمال انسان‏ها، ظواهر برخى از آیات که همه چیز را به مشیّت الهى مربوط مى‏داند، و این که اوست که هدایت مى‏کند و یا گمراه مى ‏نماید و…، باعث انحراف و اشتباه بعضى گردیده که به جبر قائل گشته ‏اند. آیات فراوان دیگرى نیز وجود دارد که به روشنى انسان را موجودى مختار دانسته و سعادت و شقاوت را به خود او نسبت مى ‏دهد و در یک جمع‏بندى و با توجه به روایات دینى، مسأله امر بین الامرین مورد توجه قرار مى ‏گیرد.

---------------------------------------------------

پی نوشت ها:

۱٫ فصلت (۴۱) آیه ۱۱٫
۲٫ فرقان (۲۵) آیه ۵۹؛ سجده (۳۲) آیه ۴٫
۳٫ طه (۲۰) آیه ۵٫
۴٫ مائده (۵) آیه ۶۴٫
۵٫ فتح (۴۸) آیه ۱۰٫
۶٫ حدید (۵۷) آیه ۲۹؛ آیه ۴۵ سوره «ص» معناى «ید» در این آیات را روشن مى‏کند: «واذکر عبادنا ابراهیمَ واسحاقَ ویعقُوبَ اوُلىِ الأیدى والأبصار» که «اَیدى» به معناى نیرو و قدرت است.
۷٫ قیامت (۷۵) آیه ۲۳٫
۸٫ طور (۵۲) آیه ۴۸٫
۹٫ مؤمنون (۲۳) آیه ۲۷٫
۱۰٫ بقره (۲) آیه ۱۱۵٫
۱۱٫ رحمن (۵۵) آیه ۲۷٫
۱۲٫ فجر (۸۹) آیه ۲۲٫
۱۳٫انعام (۶) آیه ۱۰۳ .
۱۴٫ شورى (۴۲) آیه ۱۱٫
۱۵٫ ر.ک: التمهید، ج‏۳، ص‏۱۲۲ – ۱۲۶٫
۱۶٫ فاطر (۳۵) آیه ۸٫
۱۷٫ بقره (۲) آیه ۲۶٫
۱۸٫ ابراهیم (۱۴) آیه ۴٫
۱۹٫ انعام (۶) آیه ۱۱۱٫
۲۰٫ همان، آیه ۱۰۷٫
۲۱٫ اعراف (۷) آیه ۳۰٫
۲۲٫ همان، آیه ۱۷۸٫
۲۳٫ بقره (۲) آیه ۱۴۲٫
۲۴٫ انسان (۷۶) آیه ۳۰٫
۲۵٫ انفال (۸) آیه ۱۷٫
۲۶٫ عبس (۸۰) آیه ۱۲؛ مدّثر (۷۴) آیه ۵۵٫
۲۷٫ مزّمل (۷۳) آیه ۱۹٫
۲۸٫ کهف (۱۸) آیه ۲۹٫
۲۹٫ انسان (۷۶) آیه ۳٫
۳۰٫ زمر (۳۹) آیه ۴۱٫
۳۱٫ بقره (۲) آیه ۲۵۶ .
۳۲٫ انفال (۸) آیه ۴۲٫
۳۳٫ نجم (۵۳) آیه ۴۰٫
۳۴٫ غافر (۴۰) آیه ۱۷٫
۳۵٫ مدثر (۷۴) آیه ۳۸٫
۳۶٫ بقره (۲) آیه ۲۸۶٫
۳۷٫ کهف (۱۸) آیه ۳۰٫
۳۸٫ ملک (۶۷) آیه ۲٫
۳۹٫ انعام (۶) آیه ۱۶۰٫
۴۰٫ توضیح بیشتر در این زمینه را باید در کتب اصول عقاید در بحث «جبر و اختیار» جست‏وجو نمود.


 

نظرات: 2   بازديد: 3324   کد مطلب: 21     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

سوره‌های مكی ومدنی

سوره‌های مكی ومدنی

سه شنبه، 25 مرداد
حروف مقطعه

حروف مقطعه

سه شنبه، 25 مرداد
نام‌های دیگرسوره‌ها

نام‌های دیگرسوره‌ها

سه شنبه، 25 مرداد
نام القاب سوره ها در احادیث و بیانات دانشمندان اسلامی

نام القاب سوره ها در احادیث و بیانات دانشمندان اسلامی

سه شنبه، 25 مرداد
سوره‌های عزائم (سجده‌دار)

سوره‌های عزائم (سجده‌دار)

سه شنبه، 25 مرداد

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت