سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

زندگانی امام علی ع در یک نگاه

حضرت علی بن ابی طالب ع ، سی سال بعد از عام الفیل ، روز جمعه سیزده رجب در خانه خدا ( کعبه ) متولد شد ، ودر سال چهل از هجرت شب نوزدهم ماه رمضان المُبارک ، وقت طلوع فجر با شمشیر ابن ملجم مرادی ضربت خورد و شب بیست و یکم همان ماه به شهادت رسید .
بنابراین عمر با برکت حضرت شصت و سه سال بود . ده سال قبل از بعثت و بیست و سه سال در حضور رسول اکرم ص ، و سی سال بعد از رحلت حضرت رسول زندگی کرد . زندگی علی ع ، زندگی پر برکتی بود برای اسلام ؛ بلکه برای بشریت ، و اگر آن بزرگوار نبود ، تاریخ ، تاریخ نبود . گوشه های درخشنده تاریخ ، روزهای عمر امیر المؤمنین ع است .
سخن گفتن در باره امیر المؤمنین ع کار آسانی نیست و ما فقط به ذکر فرازهایی کوتاه از زندگی امیرالمؤمنین ع در این نوشته می پردازیم :
علی کیست ؟
راستی جواب این سئوال چیست ؟ اگر نگوییم ممکن نیست ، باید گفت که کاری است دشوار . جاحظ که یکی از بزرگان اهل تسنن است می گوید : « سخن گفتن در باره علی ممکن نیست . اگر قرار است حقّ علی ادا شود ، گویند غلو است و اگر حقّ او ادا نشود ، در باره علی ظلم است » .
خلیل نحوی که یکی از بزرگان اهل تسنن است می گوید : چه بگویم در باره کسی که دوست و دشمن ، فضایل او را انکار نمودند . دوست بواسطه ترس ، و دشمن بواسطه حسد . مع الوصف عالَم از فضایل او پر شد » .
نظیر این گونه کلمات در باره امیرالمؤمنین از غیر شیعه فراوان است و چه بهتر که در باره فضایل امیرالمؤمنین ع از زبان قران سخن بگوییم :
« وَ لَو اَنَّ فِی الاَرضِ مِن شَجَرَةٍ اَقلاَمُ وَالبَحرُ مِن بَعدِهِ سَبعَةُ اَبحُرٍ مَانَفِدَت کَلِماتُ اللهِ ... » (1) یعنی ، اگر درختهای روی زمین قلم گردد ، و آب دریاها مرکب گردد تا هفت مرتبه برای نوشتن کلمات خدا ، کلمات خداوند متعال را پایانی نیست .
معدن آن کلمات از نظر شیعه ، امیرالمؤمنین ع است ، در دعایی که از ناحیه مقدسه به توسط محمد بن عثمان (2) بما رسیده است ، در دستور است که باید در هر روز از ماه رجب خوانده شود : « فَجَعَلتَهُم مَعَادِنَ کَلِمَاتِکَ ... » ( مفاتیح الجنان ) یعنی ، آنان را معادن کلمات خودت قرار داده ای .
چه خوش سروده است :
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست ... که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری
بهتر از این سروده ، شعری است که در باره امیرالمؤمنین ع سروده شده است :
تویی آن نقطه بالای فَوقَ اَیدیهِم ... که در وقت تَنَزُّل تَحت بِسمِ الله رابائی
مادر امیرالمؤمنین ع فاطمه بنت اسد است که باید گفت برای رسول اکرم ص مادری به تمام معنی بود . فاطمه زنی است که در مسجدالحرام درد زاییدن گرفت و چون بخانه خدا پناه برد ، دیوار خانه شکافته شد و وارد خانه خدا گشت . سه روز در خانه خدا مهمان عالم ملکوت بود و روز چهارم با بچه ای چون ماه از خانه خدا بیرون آمد و می گفت : « ندا آمده است که اسم این بچه از اسم خداوند مشتق شده ، نام او را علی بگذارید ! و این فضیلت برای احدی تا بحال پدید نیامده است .
و اما فضیلت امیرالمؤمنین از جهت حسب :
1) ایمان امیرالمؤمنین ع :
ایمان امیرالمؤمنین ع و مقام شهودی او را نمی توان درک کرد . همین مقدار بس است که بگوییم : عُمَر هنگام مرگ ، شش نفر را حاضر نمود و برای هر کدام عیبی یاد آور شد ، اما راجع به امیرالمؤمنین ع گفت :
« یَا عَلِیَّ لَووُزِنَ اِیمَانُکَ بِایمَانِ اَهلِ السَّمواتِ وَالاَرضِ لَیَزیدُ اِنِمانُکَ اِیمَانَهُم » یعنی ، ای علی ! اگر همه خلایق را با ایمان تو مقایسه نماییم ، ایمان تو بر ایمان آنها برتری دارد .
و این جمله ، جمله ای بود که مکرر از زبان رسول اکرم ص شنیده می شد (3) .
2) علم امیرالمؤمنین ع :
پروردگار عالم در قران ، عالم امیرالمؤمنین را چنین توصیف می کند :
« وَ یَقُولُ الَّدِنَ کَفَرُوا لَستَ مُرسَلاً قُل کَفَی بِاللهِ شَهِیداً بَینِی وَ بَینَکُم وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتابِ » (رعد : 43 ) (4) یعنی ، کفّار می گویند تو پیامبر نیستی ! در جواب آنان بگو برای رسالتم شاهدی چون خداوند و کسی که علم همه قران نزد او است ، کفایت می کند .
ما اگر این آیه شریفه را با آیه 40 از سوره نمل مقایسه کنیم ، مقام علی امیرالمؤمنین ع واضحتر می شود :
« قَالَ الَّذِی عِندَّهُ مِنَ الکِتَابِ اَنَا آتِیکَ بِهِ قَبلَ اَن یَریَدَّ اِلَیکَ طَرفُکَ ... » آنکه مقدار بسیار کم از علم قران نزدش بود ، گفت می آورم آنرا تخت بلقیس – به یک چشم بر هم زدن .
امام صادق ع می فرماید : « علم او در مقابل علم ما قطره ای بود از دریا » .
امیرالمؤمنین ع در نهج البلاغه ، میزان دانش خویش را باز می کند : « سَلُونی قَبلَ اَن تَفقُدُونی وَاللهِ لَوشِئتُ لَاُخبِرُ کُلَّ رَجُلٍ بِمَخرَجِهِ وَ مُولِجِهِ وَ جَمیعِ شَأنِهِ لَفعَلتُ » یعنی ، از من بپرسید هر چه می خواهید قبل از آنکه مرا نیابید . بخدا اگر بخواهم ، همه را از هنگام تولد و هنگام مرگ و سرانجام زندگی او در این جهان خبر خواهم داد .
و در خطبه دیگری می فرماید : « سَلُونی قَبلَ اَن تَفقُدُونی وَالَّذِی نَفسی بِیَدِهِ مَا سَئُلتُمُونی عَن شَییٍ فِیمَا بَینَکُم وَ بَینَ السَّاعَظةِ اِلاّ اَن اُنَبِّئکُم بِهِ » یعنی ، از من بپرسید هر چه که می خواهید ، قبل از آنکه مرانیابید . بخدا هیچ چیزی نیست از اکنون تا روز قیامت که از من پرسش کنید ، مگر آنکه جواب آن را خواهم داد .
3) تقوای امیرالمؤمنین ع :
عُمَر بن الخطاب در هنگام مرگ شش نفر را برای خلافت انتخاب کرد : عَبدُالرَّحمنِ بن عُوف ، عثمان ، طلحه ، زبیر ، سعد وقاص و امیرالمؤمنین ع .
آنان در اتاقی گرد آمدند . عبدالرحمن بن عوف ، دست امیرالمؤمنین را گرفت و گفت : بیعت می کنم با تو که خلیفه مسلمانها باشی ، مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنت رسول اکرم و روش ابی بکر و عُمَر عمل کنی .
امیرالمؤمنین ع فرمود : خلیفه می شوم ، مشروط بر اینکه به کتاب خدا و سنّت رسول اکرم و اجتهاد خودم عمل کنم .
این عمل چندین مرتبه تکرار شد تا سرانجام عثمان شرایط خلافت را پذیرفت . از نظر سیاسی ، این قضیه بسیار عجیب است . امیرالمؤمنین می توانست با هر شرطی که گفته شد ، خلافت را قبول کند و بعداً اگر مصلحت نمی دید ، می توانست به آن شرایط عمل نکند . مگر عثمان به شرایط عمل کرد ؟ ولی تقوای امیرالمؤمنین مانع بود ، در نهج البلاغه می خوانیم : « وَاللهِ لَو اُعطِیتُ الاَقالِیمَ السَّبعَهِ وَ مَا تَحتَ اَفلاکِهَا عَلَی اَن اَعصِیَ اِللهَ فِی نَملَةِ أَسلُبُها جِلبَ شَعیرَةٍ مَا فَعَلتُهُ » (نهج البلاغه فیض الاسلام ره ص 714 ) یعنی ، بخدا سوگند ! اگر تمام جهان را به من دهند که پوست جو را به ناحق از دهان مورچه ای بگیرم ، من این کار را نخواهم کرد .
به امیرالمؤمنین ع گفتند : معاویه با پول ما ، مردم را به دور خودش گرد آورده است ، چرا شما چنین نمی کنید ؟ فرمود : آیا از من می خواهید که با ظلم و گناه ، منصب بدست آورم ؟ روزی که خلافت را قبول کرد در خطابه ای آتشین فرمود : بیت المال باید به اهلش تقسیم شود ، و برابری اسلامی باید مراعات شود . مدتی نگذشت که نگرانیها و هیاهوها بر خاست .
شبی عده ای و از آن جمله طلحه و زبیر خدمت امیرالمؤمنین ع آمدند و چون خواستند سخن گویند ، امیرالمؤمنین ع شمع را خاموش کرد و فرمود : این شمع بیت المال است و چون حرفها شخصی است و برای وضعیت مسلمانها نیست ، سوختن شمع بیت المال اشکال دارد . سر انجام ، مقدمه جنگ جمل و به دنباله آن جنگ صفّین و جنگ با خوارج تهیه شد .
امیرالمؤمنین ع شخصیتی است که حاضر نیست حسن بن علی ، قبل از مسلمانها بهره خود را از بیت المال بگیرد و کسی مثل زینب کبری از گردن بندی بعنوان عاریه مضمونه استفاده کند . این فقط قطره ای از دریای فضایل امیرالمؤمنین ع است .
4) عبادات امیرالمؤمنین ع :
زندگی امیرالؤمنین ع به تقویت اسلام و مسلمین گذشت ، آن حضرت بیش از بیست قطعه زمین را آباد و برای محتاجین وقف کرد . جنگهای امیرالمؤمنین ع و فداکاریهای او برای اسلام ، محتاج گفتن و نوشتن نیست . مطلبی که باید به آن توجه داشت ، رابطه او است با خدا در همان جنگها و در حال اشتغال به کارها .
در نهج البلاغه می خوانیم : « یَتَمَلمَلُ کَتَمَلمُلِ السّلِیمِ یَقُولُ آه مِن قِلَّةِ الرَّادِ وَ بُعدِ السَّفَرِ وَ وَحشَةِ الطَّرِیقِ» یعنی،امیرالمؤمنین ع با فغان می گفت : آه از کمی زاد و دوری سفر و وحشت راه .
ابن عباس می گوید : امیرالمؤمنین ع را در میدان دیدم که به آسمان خیره است . دانستم که منتظر اول وقت است ، تا نماز بگذارد . در میانه میدان در کوزه شکسته ای برایش آب آوردند . غضب کرد و فرمود : من شمشیر می زنم تا حکم خدا را احیاء کنم ، پس قانون را زیر پا نمی گذارم و از کوزه لب شکسته آب نمی نوشم . در لَیلَةُ الهَریر که شب سختی در جنگ صفین بود ، سجاده امیرالمؤمنین ع در دل شب در میانه میدان انداخته شد و صدای تکبیرهای علی ع شنیده می شد ! دختر امیرالمؤمنین می فرماید : شب نوزدهم که شب شهادت علی بود ، پدرم بعد از افطار تا صبح عبادت کرد . گاهی بیرون می آمد و به آسمان نگاه می کرد و می گفت:
« اَلَّذِینَ یَذکُرُونَ اللهَ قِیاماً وَ قُعَوداً وَ عَلی جَنُوبُهِم وَ یَتَفَکَّرونَ فِی خَلقِ السَّمَواتِ وَ الاَرضِ رَبَّنَا مَا خَلَقتَ هَذَا بَاطِلاً سُبحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ بِآبِی اَنتَ وَ اُمِّی یَا اَمِرالمُؤمِنینَ رُوحِی فِدَاکَ » ( آل عمران ) ، آنان که خدا را یاد می کنند در حال ایستاده و نشسته و خفتن و دایم اندیشه می کنند در آفرینش آسمانها و زمین و می گویند پروردگار ، این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده ای ، تو پاک و منزهی ، ما را به لطف خود از دوزخ نگه دار .
5) سیاست امیرالمؤمنین ع :
اگر سیاست به معنی رسیدن به مقصود است از هر راهی که میسر شد ، امیرالمؤمنین ع از این سیاست مُبرّا است . این همان سیاستی است که امیرالمؤمنین آن را خلاف تقوا تشخیص داد و می فرمود : « لَولاَ التّشقَی لکُنتُ اَدهَی الغَرَبِ » یعنی ، اگر تقوا نبود ، من سیاستمدارترین فرد عرب بودم . ولی اگر سیاست حُسنِ تدبیر و مملکت داری است،امیرالمؤمنین ع بزرگترین سیاستمدار است .
از نود و چهار کشور ، عثلا و علما ، بزرگان سیاست و کیاست آمدند و پس از دو سال تفکر و تبادل افکار ، منشور شورای ملل را نوشتند . بسیاری از بزرگان ، دستورالعمل امیرالمؤمنین ع را به مالک اشتر با آن منشور شورای ملل مقایسه نموده اند و به اقرار همه ، دستور العمل امیرالمومنین بهتر و محکمتر و علمی تر از منشور شورای ملل است . این را نیز نباید از نظر دور داشت که امیرالمؤنین ع دستورالعمل مالک اشتر را بدون فرصت در هنگام حرکت مالک اشتر به مصر نوشته است . نظیر همین دستورالعمل ، دستورالعمل دیگری است که امیرالمومنین ع برای محمد بن ابی بکر نوشته است ، و موقعی که محمد بن ابی بکر شهید شد ، بدست معاویه افتاد و برای معاویه چنان جالب بود که دستور داد آنرا در خزینه ضبط کنند .
6) شجاعت امیرالمؤمنین ع :
اگر شجاعت را غلبه بر دشمن معنی کنیم ، امیرالمؤمنین ع شجاعترین افراد است و حدیث قدسی : « لاَسَیفَ اِلاَ ذُوالفقَارِ وَ لاَفَتی اِلاّ عَلِی » در باره علی ع است ، و اگر شجاعت را به معنی غلبه بر نفس معنی کنیم ، باز امیرالمؤمنین ع شجاعترین افراد است : مؤید سخن ما گفته آن بزرگوار در نهج البلاغه است که به فرمانروایان خود می نویسد : « اَرِقُوا اَقلامَکُم وَقَار بُوابَینَ سُطُورِکُم وَایَّاکُم وَ فُضُولَ الکَلامِ فَاِنَّ اَموالَ المُسلِمِینَ لا یَتَحَمَّلُ الضَّرارَ » یعنی ، قلمهای خود را ریز کنید و میان سطرها فاصله نیندازید و قلمفرسایی نکنید و جان کلام را بنویسید،تا به اموال مسلمین ضرر وارد نیاید .
و اگر شجاعت به معنی صبر در بلاها و مقاومت در برابر جزر و مدّ روزگار است ، مظلومی و همچنین شجاعی شجاع تر از علی یافت نمی شود . در نهج البلاغه می فرماید : « فَصَبَرتُ فِی العَینِ قَدَی وَ فِی الخَلقِ شَجَی » یعنی ، بعد از رسول اکرم ، سی سال صبر کردم ، در حالی که استخوانی در گلو و خاری در چشمم بود .
7) زهد امیرالمومنین ع :
زهد از نظر اسلام ، یعنی آنکه دلبستگی به چیزی و به کسی جز به خداوند نباشد . حافظ شیرازی زهد را چنین بیان کرده است :
غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود ... زهر چه رنگ تعلّق پذیر آزاد است
امیر المؤمنین ع زاهدترین زاهد در جهان است و شاهد ، یک جمله از معاویه است . مردی دنیا پرستِ منافق نزد معاویه آمد و گفت : از نزد والاترین مردمان بسوی تو آمده ام ؛ یعنی علی . معاویه گفت : خاک بر سر تو با کلامی که می گویی ! علی کسی است که اگر صاحب دو انبار کاه و طلا باشد ، ابتدا انبار طلا را در راه خدا صرف می کند و سپس انبار کاه را .
در زندگی امیرالمؤمنین ع ، دنیا و زرق و برق مفهومی نداشت . حضرت به عثمان بن حُنَیف می نویسد : شنیده ام به مهمانی یی رفته ای که در آن مهمانی فقیران نبوده اند ، و تو در آن ، غذاهای چرب و نرم خورده ای . من که علی هستم ، در همه عمرم به دو لباس و دو قرص نان جوین اکتفا کردم ، شما نمی توانید چنین باشید ؛ و لکن علی را کمک کنید در ورع ، زهد ، تقوا و عفّت .
8) عدالت امیرالمؤمنین ع :
جرج جرداق مسیحی ، کلام رسایی در باره عدالت علی دارد : « قُتِلَ فِی مِخرابِهِ لِعَدِالَتِهِ » یعنی ، علی ع کشته عدالت خویش است .
علی ، عدالت مجسم است . وقتی می شنود که فرماندارش ابن عباس نسیه می گیرد و از مقامش سوء استفاده می کند و نسیه را به تأخیر می اندازد ، نامه عتاب آمیزی به او می نویسد و در آن نامه می گوید : من راضی نیستم که فرماندارم سوء استفاده کند و نسیه را تأخیر اندازد . ابن عباس می گوید : باری از درهم و دینار را بخدمت علی ع می بردم که در راه دیدم شمشیر علی را می فروشند . چون بخدمتش رسیدم و سبب فروش شمشیر را پرسیدم ، فرمود : شلوار نداشتم و می خواستم از پول آن شلواری تهیه کنم .
9) سخاوت امیرالمؤمنین ع :
آیاتی در قران نظیر آیه ولایت و آیه اطعام و آیه ایثار درباره سخاوت امیرالمؤمنین ع نازل شده است و ما اینجا به یک مطلب تاریخی اشاره می کنیم :
غلام امیرالمؤمنین ع می گوید : که حضرت یک روز ظهر که از کندن قناتی فارغ شد ، به نماز پرداخت و من بعد از نماز ، کدوی پخته ای برای او آوردم . ایشان دستهای مبارک را با آبی که از شن بیرون می آمد ، شست و با وقار خاصّی آن کدوی پخته را تناول نمود و گاهی پس از حمد خداوند ، می فرمود : لعنت خدا بر آن کسی که برای شکم به جهنم رود . بعد از خوردن ناهار دوباره به قنات رفت و مشغول کندن شد . کلنگ به سنگی خورد و آب فوران نمود ، و چون فوران آب مانع از کندن قنات شد ، امیرالمومنین از قنات بیرون آمد و چون دید که بعضی از اولادش از فوران آب خوشحال هستند ، فرمود : فرزندانم به این بستان و به این قنات چشمداشتی نداشته باشید ! و دستور داد تا قلم و دوات آوردند و بستان و قنات را برای فقرا وقف نمود .
10) عفو امیرالمؤمنین ع :
عفو در معنی واقعی و اسلامی آن گذشته از حق شخصی ، در جایی است که منجر به جسارت دشمن نشود . این عفو و گذشت ، سر لوحه زندگی امیرالمؤمنین ع است . سفارشات علی ع در باره « اِبنِ مُلجم » قابل انکار نیست . داستان آن زن که مَسک آب به دوشش بود و به امیرالمؤمنین ع دشنام می گفت و امیر از زن دلجویی فرمود ، معروف است .
قضیه تصرف مجرای آب توسط لشکر معاویه که برای نرسیدن آب به سپاهیان علی ع انجام شد و باز پس گرفتن آب توسط علی ع و آزاد گذاشتن آب برای لشکر معاویه ، امری مُسَجّل است . به گفته جُرداق ، علی رحم می کند ، و هر که را که از او رحم بطلبد ، عفو می کند ؛ اگر چه آن شخص عمر و عاص باشد که هنگام جنگ لباس را پس زد و عریان شد و علی ع او را عفو کرد .
11) تواضع امیرالمومنین ع :
امیرالمؤمنین ع از انبار عبور می کردند . مردم طبق رسوم ساسانیان که به گفته فردوسی هنگام عبور محل را قبلاً گلاب باران می کردند و مردم در جلوی آنان می دویدند ، از جلوی امیرالمؤمنین ع دویدند . امیر المؤمنین ع فرمودند : من و شما بنده ای هستیم از بندگان خدا و این اعمال ، ذلت است برای شما . انسان فقط برای خداوند ، باید خاکسار باشد .
امیرالمؤمنین ع از نظر غذا ، خوراک ، لباس ، مسکن و دیگر احتیاجات از همه مردم ساده تر زندگی می کرد و می فرمود : « اَاَقنَعُ مِن نَفسِی بِاَن یُقَالَ اَمیرُالمُؤمِنینَ وَلا اُشَارِکُهُم فِی مَکارِهِ الدَّهرِ » یعنی ، قناعت کنم به اینکه رییس دیگرانم و در مصایب آنان شرکت نداشته باشم ؟! .
12) تسلّط امیرالمؤمنین ع بر نفس :
این بحث در باره امیرالمؤمنین ع با آن وارستگی جایز نیست ؛ ولی چون در نهج البلاغه اشاره شده است ، در خطبه ای به خاندانش می نویسد : من نمی تواستم بهترین غذا و بهترین لباسها را دارا باشم ؟! ولی « هَیهَاتَ أَن یَعلِبَنی هَوایَ وَلَعَلً بِالحِجَازِ اَوِ الیَمَامَةِ مَن لا طَمَعَ لَهُ فِی الفُرضِ وَلاَ عَهدَ لَهُ بِالشَّبَعِ » یعنی ، دور است دور ، که نفس بتواند بر من مسلط شود – لباس خوب و غذای لذیذ بخورم – در حالی که شاید در دورترین نقاط مملکت اسلامی ، حجاز یا یمن ، کسی باشد که گرسنه باشد و یا سیری بخود ندیده باشد ( نهج البلاغه فیض ره ص 970 ) .
چه خوش گفته است جُرج جُرداق که : آبهای عالم ، آب حوض ، آب استخر ، آب دریاچه ، آب اقیانوس ، قابلیت تلاطم دارد ؛ ولی چیزی که متلاطم نشد ، دریای وجود علی بود که هیچ کس و هیچ چیزی نتوانست آن را متلاطم کند . راستی چنین است .
آیا غریزه میل به غذا توانست علی را متلاطم کند ؟ این غریزه ای که انسان را وا می دارد بچه خودش را بخورد ، این غریزه ای که شاگردان فروید – فرویدی که همه غرایز را به غریزه جنسی بر می گردانید – رد کردند و گفتند اگر غریزه تمایل به غذا طوفانی شود ، همه غرایز را تحت الشعاع قرار خواهد داد .
حمزه می گوید : هنگام شام نزد معاویه بودم ، و او شام مخصوصش را جلوی من گذاشت . لقمه در گلویم ماند و بغض راه گلویم را گرفت ! پرسیدم : معاویه ! این چه غذایی است ؟ گفت : غذایی مخصوص است که از مغز گندم و مغز سر حیوانات و روغن بادام و غیره تهیه شده است . گفتم : شبی در دارالاماره خدمت علی بودم . افطار من یک دانه نان جو و کمی شیر ، و غذای امیرالمؤمنین ع یک نان خشک بود که در آب می زد و تناول می کرد ؛ و آرد آن نانها از گندم زمینی بود که امیرالمؤمنین آن را کاشته بود . وقتی خادمه آمد سفره را جمع کند ، گله کردم که امیرالمؤمنین ع پیرمرد شده است ، کار او زیاد است ، از غذای او مواظبت کنید . خادمه گریه کرد و گفت : ایشان راضی نمی شوند که مقداری روغن زیتون به نانها بزنیم تا نرم شود .
امیرالمؤمنین ع فرمودند : حمزه ! رییس مسلمانها از نظر غذا و مسکن و لباس از همه پایین تر باشد تا روز قیامت باز خواست او کمتر باشد . معاویه گریه کرد و گفت : اسم کسی بمیان آمد که فضایل او قابل انکار نیست .
غریزه جاه طلبی از همه غرایز قوی تر است . انسان جاه طلب آماده است همه تمایلات خویش را فدای آن کند . از حُبّ به ذات که بگذریم ، برای یک انسان عادی ، غریزه ریاست طلبی مهمتر ، محکمتر ، قویتر و طوفانی تر از همه غرایز است . آیا غریزه جاه طلبی توانست امیرالمؤمنین را طوفانی کند ؟!
ابن عباس می گوید : در جنگ جمل جمعی از بزرگان آمدند تا خدمت امیرالمؤمنین برسند . در خیمه ، علی را دیدم مشغول وصله کردن کفش خویش است . به آن حضرت اعتراض کردم . امیرالمؤمنین ع کفش را مقابل من انداخت و فرمود : به حقّ کسی که جان علی در دس اوست ، ریاست لشکر نزد علی ، به مقدار این کفش ارزش ندارد ؛ جز اینکه حقّی را اثبات کنم ، یا به واسطه این ریاست ، باطلی را از میان بردارم .
طلحه و زبیر با اصرار زیاد ، حکومت بصره و حکومت مصر را از امیرالمؤمنین گرفتند و چون تشکر کردند ، امیرالمؤمنین ع فرمان حکومت آنها را پاره کرد و فرمود : از این بار سنگین که به دوش شما آمده است ، نباید تشکر کنید ؛ معلوم می شود از آن قصد سوء استفاده دارید .
عمر و عاص ، عمر بن سعد ، معاویه ، طلحه و زبیر ها ، همه و همه فدای این غریزه شدند ؛ ولی امیرالمؤمنین ع در نهج البلاغه ، این دنیا و ریاستها را تشبیه به برگی در دهن ملخی ، و در جایی پست تر از نعلین کهنه ، و در جایی پست تر از آبی که از دماغ بز بیرون آید ، معرفی می کند . صعصعه می گوید : شخصیت امیرالمؤمنین با آن ابهت که در دلها داشت ، در میان ما چون ما بود . هر کجا می گفتیم ، می نشست . هر چه می گفتیم ، می شنید . هر کجا می خواستیم ، می آمد !
اگر رسول اکرم ص او را پشتوانه و ثقل قرار می دهد ، بجا است . رسول اکرم ص در روایت ثقلین که نزد شیعه و سنی روایت مسلمی است و میرحامد حسینی ره صاحب عقبات از پانصد و دو کتاب از اهل تسنن ، روایت را نقل می کند ، قران و عترت را دو پشتوانه برای مسلمانها قرار داده است : « اِنِّی تَارِکٌ فِیکُم الثِّقلَینِ کِتَابَ اللهِ وَ عِترَ بَی وَلَن یَفتَرقَا ، حَتّی یَرِدَا عَلَیَّ الحَوضَ » یعنی ، همانا من دو چیز سنگین و گرانبها در میان شما بر جای نهادم ؛ قران و عترت ، و این دو تا قیامت از هم جدا نخواهند شد.
« وَنَزَّلنَا عَلَیکَ الکِتَابَ تِبیَاناً لِکُلِّ شَیءِ » ( نخل : 79 ) یعنی ، کتابی بر تو فرو فرستادیم که بیان کننده همه چیز است .
و در موقع نزول فتنه ها ، امر به ارجاع آن شده است : « اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ » یعنی ، وقتی فتنه ها چون قطعه های ظلمانی شب بر شما هجوم آورد ، بر شما باد به قران . و عترت را تِلوِ این قران قرار داده است و « أتِمام و اِکمال » آن را به عترت دانسته است .
« اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دِینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً » ( مائده : 3 ) یعنی ، این روز – روز نصب امیرالمؤمنین به خلافت – دین شما را کامل و نعمتم را بر شما تمام نمودم و بر آن دین راضی شدم .
در خاتمه ، مسابقه شعری معاویه و عمروعاص و یزید را اینجا می آوریم .
معاویه گفت :
خَیرُ البَریَّةِ بَعدَ اَحمَدَ حَیدَرُ ... وَالنَّاسُ اَرضٌ وَالوَصِیُّ سَمَاءُ
عمروعاص گفت :
کَمَلِیحَةٍ شَهِدَت لَهَا ضَرَّائُها ... فَالحُنُ مَا شَهِدَت بِهِ الضَّرَّاءُ
یزید گفت :
وَ مَنَاقِبُ شِهِدَ العَدُوُّ بِفَضلِهَا ... وَالفَضلُ مَا شَهِدَت بِهِ الاَعدَاءَ
... بهترین مردم بعد از احمد ، حیدر است ، همه مردم بمنزله زمین ، و وصی رسول اکرم بمنزله آسمان است .
مثل جمال زیبایی که هَووُ به آن اقرار کند ، پس جمال و خوبی آن است که هَووُ بگوید .
مناقب و فضایل آنست که دشمن به آن شهادت دهد ، فضل و منقبت چیزی است که دشمن به آن شهادت دهد .
جرج جرداق در اول کتاب « اَلامِامُ عَلِی صَوتُ العَدَالَةِ الاِنسانِیّةِ » اشعاری از یک مسیحی در باره علی ع نقل می کند . آن مسیحی در اشعارش می گوید :
اگر به من اعتراض شود که تو باید شعر برای پاپ بگویی ، چرا در باره علی شعر گفته ای ؟! جواب می دهم که من عاشق فضیلتم و سرچشمه فضیلت را علی دیدم ، پس برای او شعر گفتم .
(1) لقمان : 27 ، در ذیل این آیه شریفه رسولخدا ص می فرماید : اگر جنگلها قلم شوند و دریا مرکّب و زمین کاغذ و جن و انس نویسنده شوند ، نمی توانند فضایل علی بن ابیطالب را بشمرند . « ینابیع المودّة ، مناقب خوارزمی ، بحار ج 38 ص 197 ، نهج الحق چاپ قم ص 231 »
علی را قدر ، پیغمبر شناسد ... که هر کس خویش را بهتر شناسد
(2) نائب دوم از نواب اربعه امام زمان عجّ . (3) رسول خدا ص می فرمود : اگر تمامی آسمانها و زمین در یک کفه ترازو و ایمان علی ع در کفه دیگر قرار گیرد . ایمان علی ع سنگین تر است ، ریاض النضره ج 2 ص 226 . (4) علامه حلی ره در نهج الحق ص 189 می نویسد : جمهور از علما روایت نموده اند که آن کسی که علم کتاب نزد اوست علی بن ابی طالب ع می باشد . و نیز ثعلبی در تفسیرش ، ینابیع الموده ص 102 ، سیوطی در اتقان ج1ص13 و ... مطلب فوق را تصدیق نموده اند .
منبع : سایت للیه القدر

نظرات: 0   بازديد: 3588   کد مطلب: 6     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

شناخت مختصرى از زندگانى حضرت على (ع)

شناخت مختصرى از زندگانى حضرت على (ع)

شنبه، 19 آذر
امام على (ع) كنار رسول خدا (ص)

امام على (ع) كنار رسول خدا (ص)

شنبه، 19 آذر
وصيت امير مؤمنان علی (ع)

وصيت امير مؤمنان علی (ع)

شنبه، 19 آذر
ازدواج حضرت على(ع) باحضرت فاطمه(س)

ازدواج حضرت على(ع) باحضرت فاطمه(س)

یكشنبه، 20 آذر
آيات نازله و احاديث نبوى در باره  امام على عليه السلام

آيات نازله و احاديث نبوى در باره امام على عليه السلام

یكشنبه، 20 آذر

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت