سراج اندیشه

پایگاه اطلاع رسانی علمی و آموزشی
  • روبیکا
  • سروش
  • چاپ
  • ذخيره پيوند
  • ارسال به دوست
  • Rss
  • نقشه سایت 
  •  | 
  • ارتباط با ما 
  • دوره های آموزشی
    • دوره های تربیت و تعالی
    • نور مبین
    • بصیرت دینی انقلابی
    • دوره های آموزشی طولی
منوی اصلی

  • دوره های تربیت و تعالی
  • نور مبین
  • بصیرت دینی انقلابی
  • دوره های آموزشی طولی
 
 

عفت و پاكدامني(1)

عفت و پاكدامني(1)

معني عفت

عفت، نگاه داشتن نفس از چيزهايي كه حرام است يا انجام آن شايسته نيست و عفيف به كسي گفته مي‏شود كه در برابر خواسته‏هاي نفساني، مقاومت نموده، خود را حفظ نمايد.2


فوايد عفاف

شناخت و آگاهي از فوايد عفاف و مضرات بي عفتي، يكي از زمينه‏هاي رشد عفاف مي‏باشد. حضرت علي† فرمود: «مَنْ عَرَفَ كَفَّ»3 هر كه آگاه باشد، از انجام گناه باز ايستد. اين آگاهي را از طرق مختلف مي‏توان بدست آورد، گاهي با مطالعه كتابها و نشرياتي كه در اين زمينه نوشته شده و گاهي با عبرت گرفتن از حوادث زمان و تجربياتي كه ديگران داشته‏اند. چرا كه به فرموده حضرت علي†: «عبرت، موجب پاكدامني مي‏شود»4 و گاهي اين شناخت، با تفكر و توجه به اين حقيقت بدست مي‏آيد كه افراد بي عفت و انگشت نماي ديگران، گرچه ممكن است با رفتار و حركات زننده خويش، چند روزي نظر عده‏اي را به خود جلب كنند و چند صباحي به خواسته‏هاي نفساني خود برسند ولي در واقع، آنها حكومتي بر دلها نداشته و رسوايي دنيا و آخرت در انتظارشان است. عفاف، مرواريدي است ارزشمند كه در وجود انسان به وديعت نهاده‏اند كه باعث مصونيت انسان از لغزش‏ها و خطاهاست. در اهميت عفاف، همين بس كه حضرت علي† مي‏فرمايد:

«اَفضَلُ العَبادَةِ اَلعِفافُ»5 عفاف برتن عبادت است.

و در جاي ديگر مي‏فرمايد: «عفت منشأ تمام نيكي هاست.»6

البته عفت و پاكدامني فوايد زيادي دارد كه در اينجا به چند نمونه ديگر از آنها اشاره مي‏نماييم:


1. حفظ نفس:

عفاف موجب كنترل و حفظ نفس از بدي‏هاست چنانچه امام علي† فرمود:

«پاكدامني، نفس را حفظ مي‏كند و از پستي‏ها دور مي‏دارد.»7


2. عزت و سربلندي:

انسان در سايه عفاف، عزت پيدا مي‏كند و كساني كه هر چه مي‏خواهند مي‏خورند و آنچه مي‏خواهند مي‏گويند و دائما بدنبال هوسراني هستند، نزد ديگران اعتبار و ارزشي ندارند.


3. پاكي اعمال:

حضرت علي† مي‏فرمايد: «بِالعِفافِ تَزكّوا الاعمالَ»8 بوسيله عفاف، اعمالتان را پاك سازيد.

آري آن گاه كه پاي نفس و اميال نفساني در ميان نباشد اخلاص در عمل جاي خود را باز خواهد كرد.


4. فرو نشاندن آتش شهوت:

با توجه به اينكه غريزه جنسي به خاطر حكمت الهي و براي بقاي نسل، بطور طبيعي در وجود انسان به وديعه گذاشته شده است، اگر كنترل نشود، باعث سقوط و هلاكت مي‏شود. از اين رو حضرت علي† در بيان اهميت عفت و چگونگي مهار شهوت‏ها توسط آن مي‏فرمايد: «اَلعِفَّةُ تُضَعِّفُ الشَّهْوَةَ»9 عفت شهوت را كاهش مي‏دهد.


آثار بي‏عفتي

همچنان كه عفت فوايد زيادي دارد طبيعتا بي‏عفتي هم آثار شوم بسياري دارد كه توجه به اين آثار شوم، مايه عبرت بزرگي است. از جمله آن آثار عبارتنداز:
1. گسترش بي‏اعتمادي:

در جامعه‏اي كه بي‏عفتي رواج داشته باشد افراد نسبت به يكديگر بي‏اعتماد خواهند شد و هر آينه احتمال خيانت و بي‏وفائي نسبت به ديگري هست چون شخصي كه عفت ندارد همواره دنبال اميال و هوسراني خودش است و اصلاً به اطرافيان توجهي ندارد تا حقوق آنها را محترم بشمارد زيرا چيزي كه برايش اهميت دارد، رسيدن به لذت زود گذر و بي‏فايده خودش است.


2. سقوط:

بي‏عفتي پرتگاهي است بس ترسناك. و هر كس كه دراين پرتگاه سقوط كند شخصيت، عزّت، همّت و انسانيت خود را كه ضامن سعادتش است از دست خواهد داد.


3. ركود فكر و استعداد:

يكي ديگر از آثار شوم بي‏عفتي، ركود فكري و عدم رشد استعدادهاي عالي همچون خداگرايي و كسب علم و دانش است. عدم كنترل ميل جنسي سبب مي‏شود كه تمام حواس و توجّهات انسان بر هوسبازي‏ها و بي‏بندو باري‏ها معطوف گردد و ديگر جايي براي فعاليت و شكوفايي انديشه و استعداد حتي در زمينه تحصيل باقي نمي‏ماند.


4. خيانت و عكس العمل آن:

جهان، جهان عمل و عكس العمل است و هر عمل خير و شري، انعكاس خاص خودش را دارد. امام محمد باقر† مي‏فرمايند: «از چيزهايي كه خداوند به حضرت موسي† وحي كرد اين بود كه اگر كسي به ناموس ديگران خيانت كند، ديگران هم به ناموس او خيانت خواهند كرد و نيز فرمود: اي موسي! پاكدامن باش تا خانواده ات پاكدامن باشد.»10

هر كه افتد نظرش در پي ناموس كسان

پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان



جهت آگاهي بيشتر از سرانجام بي عفتي در آخرت نيز به قسمتي از حديث شريف معراج اشاره مي‏كنيم تا مايه عبرت براي ما انسان‏ها باشد:

«حضرت علي† فرمود: همراه حضرت زهراƒ به حضور پيامبر رفتيم، ديديم به شدت گريه مي‏كند. وقتي علت گريه رااز آن حضرت پرسيديم، فرمود: اي علي! در شب معراج زناني را در عذابهاي گوناگون ديدم كه مشاهده اين صحنه‏ها اشك مرا در آورده است، از جمله:

ـ زني را ديدم كه از مويش آويزان است و مغز سرش از شدت گرما مي‏جوشد؛ به دليل اينكه در دنيا موي سرش را از نامحرمان نمي‏پوشانيد.

ـ زني را ديدم كه گوشت بدنش را مي‏خورد و آن به خاطر اين بود كه در دنيا اندام خود را براي نامحرم آرايش مي‏كرد.

ـ زني را ديدم كه با قيچي گوشت بدن خود را تكه تكه مي‏كرد به علت اينكه در دنيا خود را در معرض كام‏جويي عيّاشان مي‏گذاشت...»[1]11


مراتب و زمينه‏هاي رشد عفاف
مرتبه اول: عفت نفس

مهمترين و سرنوشت سازترين مرتبه از مراتب عفاف، عفت نفس و پاكي روح است كه اگر در انسان باشد، ابعاد و مراتب ديگر عفاف نيز تحقق و رشد خواهد كرد از اين رو است كه حضرت علي† نيز عفت نفس را يكي از صفات و ويژگي‏هاي پارسايان ومتقين برشمرده و مي‏فرمايد:

«اَنفُسُهُمْ عَفيفَةٌ»12 پارسايان از نفوس پاكي برخوردارند.

تمايلات نفساني يكي از نعمتهاي الهي در وجود انسان است كه اگر در جهت مثبت از آن بهره برداري شود سبب گرايش وي به سوي كمال و سعادت است و پيشرفت‏هايي را در زمينه‏هاي مختلف بدنبال خواهد داشت. بنابراين اصل هوي و شهوت، زيان‏آور نيست آنچه بد و زيان آور است هواپرستي و شهوت پرستي است. اگر انسان به جايي برسد كه عقل، محكوم هوس شود، آنگاه خطرناك است. حضرت علي † فرمود: «چه بسيار است عقل (هايي) كه اسير حاكم نفس شوند.»13

به حكم عقل، گرايش‏هاي مذهبي و بندگي خدا، انسان را به سعادت مي‏رساند، ولي نفس، انسان را به غفلت از ياد خدا و مسائل معنوي مي‏كشاند. پس هواي نفساني كه زير پرچم عقل، رام شود، موجب سعادت انسان است و چون نافرماني و وحشي گردد، صاحبش را از زين به زير و از فراز به فرود خواهد آورد.

عفت در افكار: يكي از عواملي كه باعث بي‏عفتي نفس مي‏شود فكر كردن در مورد گناه است و حضرت علي†مي‏فرمايد: «مَن كَثُرَ فِكْرَهُ في المَعاصي دَعَتْه اِلَيها»14 كسي كه در انديشه گناه باشد و درباره آن بسيار فكر كند سرانجام، او را به گناه مي‏كشاند. بنابراين محافظت فكر از چنين وسوسه‏هاي شيطاني، موجبات عفاف و سلامت روحي و رواني شخص را فراهم مي‏آورد و آدمي به جايي مي‏رسد كه ظاهر و باطنش يكسان و وجودش مجسمه عفاف مي‏شود. حضرت عيسي† به حواريين فرمودند: «كسي كه فكر گناه مي‏كند مانند كسي است كه در خانه آراسته‏اي آتش روشن كند، اگر آتش خانه را نسوزاند، دودش نقش و نگار آن را خراب خواهد كرد.»15


نشانه‏هاي عفت نفس
الف) قناعت:

يكي از ويژگي‏هاي افراد با ايمان و باعفت، قناعت است. افراد خودساخته و وارسته‏اي كه داراي روحيه قناعت هستند هميشه به آنچه از مال و زن و فرزند دارند خوشنودند. مهمترين ويژگي اين افراد، همان رضايت خاطر آنها نسبت به مقدرات عالم ـ اعم از مالي و خانوادگي و غيره ـ است. رسول خداˆ در زمينه قناعت مالي و اقتصادي مي‏فرمايد: «بي‏نيازي، به فراواني ثروت نيست، بلكه به داشتن روحيه بي‏نيازي است.»16 بنابراين لازمه قناعت مالي تنظيم دخل و خرج است. مثلاً رزمنده‏اي كه در برابر دشمن قرار گرفته بايد ميزان مصرف مهمّات را با موجودي خود تنظيم كند يا مثلاً كسي كه مسؤوليت خانواده بر عهده اوست، نيازهاي خود را براساس حقوق ماهيانه خود تنظيم كرده و از ولخرجي و ريخت و پاش جلوگيري كند.


ب) بي‏نيازي از ديگران:

خداوند در قرآن در مورد انسان‏هاي تهي‏دستي كه عزت نفس دارند مي‏فرمايد: «به دليل عزت نفس، و شدّت خويشتن داري، افراد بي‏اطلاع آنها را غني (و ثروتمند) مي‏پندارند. اما آنها را از چهره‏هاشان مي‏شناسي، آنها هرگز مانند فقراي عادي اصرار در سؤال ندارند.»17

پيامبر خداˆ مي‏فرمايند: «خداوند انسان‏هاي با حياء و عفيف را دوست دارد، ولي انسان‏هاي بد زبان و سائل را كه در تقاضاي خود پافشاري مي‏كنند دوست ندارد.»18


الگوهاي عفاف

هنگامي كه صفحات تاريخ را ورق مي‏زنيم و يا به اطرافيان خود به ديده عبرت مي‏نگريم، مي‏بينيم كه الگوهاي عفاف براي ما بسيار زياد است، هركس بايد به تناسب حالات خودش، از اين الگوها سرمشق گرفته و اخلاق و صفات خود را تا جايي كه ممكن است همانند آن الگوها نمايد. براي نمونه به چند مورد آنها اشاره مي‏شود:


1. فاطمه زهرا مظهر عفت:

يكي از الگوهاي عفاف كه مظهر عفت و تمام كمالات انساني است، حضرت فاطمه زهراƒ مي‏باشد. «اين بانوي دو عالم در طول زندگي خويش تجسم حيا و عفت شناخته مي‏شد. در سخنان گهر بار آن حضرت مي‏خوانيم؛ زن شايسته، كسي است كه خود را از مردان بيگانه دور داشته، از ديدن نامحرم و همچنين از منظر آنان در امان باشد. بنابراين، تا ضرورتي نبود آن حضرت در مجامع مردان حضور نمي‏يافت و در مواقع حساس و لزوم در ميان جامعه حاضر شده (و حدالامكان از پس پرده)، سخنراني كرده از حق خود و ولايت دفاع مي‏نمود.»19


2. شهيد راه عفاف

يكي از الگوهاي عفاف در عصر ما دختري است كه جان خويش را نيز بر سر اين راه نهاد و شهيد شد. «معصومه آرامش» كه از خانواده‏هاي مذهبي و متدين بود جهت شركت در كنكور، براي مطالعه به يكي از كتابخانه‏هاي شهر رفته بود و در حين بازگشت گرفتار جوان هوسران و گرگ صفتي شد كه او را به هوس دعوت مي‏كرد. وي هرگز تن به بي‏عفتني نداد. آن هوسران براي رسيدن به مقصود شيطاني اش از هيچ جنايتي روي گردان نبود او را با زور به مكاني كه در زيرزمين اطراف كتابخانه بود و تهديد به مرگ كرد. اما وي آن قدر مقاومت كرد تا با كمال افتخار و سرافرازي، جان خود را فداي عفاف نمود و به همگان فهماند كه عفت و پاكدامني، عزيزتر از جان است. بدن قطعه قطعه شده‏اش بعد از مدتها تفحص توسط نيروي انتظامي كشف شد و به پزشك قانوني منتقل شد. پزشك قانوني به عفت و پاكي او گواهي داد. شهر، سه روز به حالت تعطيل عمومي درآمد و همگان در شهادت‏آن شهيد راه عفاف، عزادار بودند. به لطف الهي، ديري نپاييد كه قاتل او شناسايي و در برابر ديدگان مردم داغدار آن شهر به دار مجازات آويخته شد.20


3. جوان نفس ستيز

آورده‏اند كه شبي در قصر شاه عباس بر اثر نزاعي بين يكي از زنان شاه و دخترش، كدورتي حاصل گرديد، از اين رو دختر شاه قهر كرد و مخفيانه از حرمسرا بيرون رفت و چون در پشت حرمسرا، يك مدرسه بود فوري آنجا رفته و به اتاق يكي از دانشجويان علوم اسلامي كه چراغش روشن بود، وارد شد.

جوان صاحب اتاق، دانشجوي فقيري بود كه در آن موقع، شام مختصري تهيه كرده و در برابر شمعي مشغول مطالعه بود. همين كه دختر وارد اتاق شد، در را بست و با انگشت به محمدباقر اشاره كرد كه ساكت باش! دانشجوي بي‏چاره در بهت عجيبي فرو رفت و اراده‏اش سلب گرديد و نتوانست چيزي بگويد.

دختر شاه وارد شد و نشست و گفت: شام چه داري؟

دانشجوي جوان آنچه حاضر بود آورد. دختر شام را خورد و سپس سراغ رختخواب را گرفت. محمدباقر، به كنج اتاق اشاره كرد. دختر به طرف رختخواب رفت و خوابيد و گفت: نبايد در را باز كني و به كسي وجود مرا اطلاع بدهي. محمدباقر اطاعت كرد. او خفت و اين، در بهت و حيرت مشغول مطالعه شد!

از آن طرف چون به شاه خبر دادند كه شاهزاده خانم از حرمسرا خارج شده است، دستور داد تا مأموران و خدمه و فرّاشان، تمام زواياي شهر را جستجو كرده و او را بيابند. ليكن مأموران هرچه جستجو كردند، از آن دختر گمشده اثري نيافتند و به فكر هيچ كس هم خطور نكرد كه ممكن است شاهزاده خانم به اتاق دانشجويي برود.

صبحگاهان، دختر از خواب برخاست و از اتاق خارج شد در اين هنگام مأموران او را ديدند، دختر و آن جوان دانشجو را كه از ترس نزديك بود قالب تهي كند، گرفتند و به حضور شاه عباس بردند و گزارش دادند كه شاهزاده خانم، شب تا صبح در اتاق اين جوان بوده است!

شاه عباس بسيار خشمگين شد و از جوان دانشجو پرسيد چرا شاهزاده خانم را تا صبح در اتاق نگه داشته‏اي و به ما خبر ندادي؟ گفت: قربان! او مرا تهديد كرد كه اگر به كسي اطلاع دهم، مرا به دست جلاد خواهد سپرد!

پس شاه عباس دستور داد تا دختر را معاينه كردند و چون شاه ديد دخترش سالم است، از آن جوان پرسيد: تو كه مرد عزب و بي‏زني هستي، چطور توانستي چشم پوشي كني، مگر تو شهوت نداري؟!

محمدباقر، در پاسخ او، ده انگشت خود را به شاه عباس نشان داد. شاه ديد تمام انگشتانش سوخته و گوشتهايش ريخته است. پرسيد: اين چيست؟ جوان گفت: چون شاهزاده خانم در رختخواب من خوابيد، نفس اماره مرا وسوسه كرد كه معطل چه هستي، چنين فرصتي كمتر دست مي‏دهد. اما هر دفعه كه نفس امّاره مرا وسوسه كرد و تصميم به گناه مي‏گرفتم، يكي از انگشتانم را روي شعله سوزان شمع مي‏نهادم تا طعم عذاب جهنم را بچشد و گناه نكنم! از سر شب تا صبح با نفس خود در مبارزه بودم و به لطف الهي اگرچه همه انگشتانم سوخت، ولي شيطان نفس نتوانست، مرا از راه راست منحرف سازد.

شاه عباس از پرهيزكاري و پاكدامني آن جوان خيلي خوشش آمد و دستور داد تا همان دختر را به عقد جوان دانشجو درآورند و او را به لقب «ميرداماد» مفتخر نمود و فوق‏العاده وي را گرامي داشت. و آن دانشجوي علوم دين، به بركت مبارزه با نفس اماره، يك شبه به مقام والايي نايل آمد و معروف خاص و عام گشت.21


هميشه به خاطر بسپاريم

هر كه عفت ورزد، بار گناهانش سبك شود و مقام و منزلتش نزد خداوند، بالا رود.22


يادآوري

1. عفاف، باعث مصونيت انسان از لغزش‏ها و خطاهاست.

2. فكر گناه همانند آتش روشني در خانه منقش و آراسته‏اي است، كه گرچه آتش خانه را نسوزاند، دودش، نقش و نگار آن را خراب مي‏كند.

3. هر كه افتد نظرش در پي ناموس كسان         پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسان

--------------------------------
پي‏نوشت‏هاي درس دوم

1. ميزان الحكمة، ج 8، ص 3829، ح 13169.

2. مرواريد عفاف، ص 17.

3. اصول كافي، ج 3، ح 1635.

4. ميزان الحكمة، ج 6، ص 395.

5. همان، ص 363.

6. همان.

7. همان.

8. وسايل الشيعه، ج 14، ص 170.

9. نهج البلاغه، خطبه 194.

10. همان، كلمات قصار 211.

11. غرر الحكم، ص 664.

12. همان.

13. لَيسَ الغَني عَن كِثرَةِ العَرَضْ إنَّما الغَني غِني النَّفسَ، مجموعه ورام، ج 1، ص 163.

14. بقره، 273.

15. بحارالانوار، ج 71، ص 270.

16. ره توشه راهيان نور، جوانان، تابستان 81، ص 164، به نقل از وسايل الشيعه، ج 84، ص 123.

17. مرواريد عفاف، ص 102.

18. داستان‏هايي از دنياي جوانان، ص 361، (با اندكي تخلّص).

19. ميزان الحكمة، ج 8، ص 3829، ح 13158.




نويسنده: حجه الاسلام و المسلمين دكتر ياسين كمالي وحدت

نظرات: 0   بازدید: 3361   کد مطلب: 22     
 
 

نظرات

پاسخ به:

عنوان شما: *
نظر: *

جستجو

مطالب مرتبط

حجاب‏

حجاب‏

چهارشنبه، 20 مهر
حجاب؛ دستور صريح قرآن!

حجاب؛ دستور صريح قرآن!

پنج شنبه، 10 آذر
ريشه‌هاي بدحجابي

ريشه‌هاي بدحجابي

پنج شنبه، 1 دی
حجاب و استحکام پيوند خانواده

حجاب و استحکام پيوند خانواده

پنج شنبه، 8 دی
دیدگاه امام خامنه ای  در مورد چادر؛ حجاب برتر

دیدگاه امام خامنه ای در مورد چادر؛ حجاب برتر

یكشنبه، 11 دی

برچسب ها

    • سایت دفتر مقام معظم رهبری
    • سامانه جامع استاد شهید مطهری (ره)
    • موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی
    • موسسه علمی فرهنگی پرسمان
    • خانواده اسلامی شمیم
    • پایگاه خبری تحلیلی بصیرت